1. منظور از علوم حدیث چیست؟
مجموعه دانشهایی که به شکلی اجزای دوگانۀ حدیث (سند و متن) را موضوع بحث قرار دادهاند علوم حدیث نامیده میشود. در میان عالمان شیعی چهار علم اصلی در حوزۀ حدیث شناخته شده که برخی از آنها شاخههای فرعی نیز دارند. این چهار علم عبارتاند از:
1. تاریخ حدیث: این شاخه از علوم حدیث به صورت رسمی عمر چندانی ندارد و تألیف دربارۀ این موضوع در دوران معاصر صورت پذیرفته است. در این دانش سرگذشت حدیث از عصر صدور تا تدوین، نقل و تألیف جوامع روایی و تشکیل مدارس حدیثی در مناطق و دورههای مختلف مورد برسی قرار میگیرد.
2. درایه یا مصطلحات: شرایط راویان و انواع حدیث از نظر سند و متن ـ که در پذیرش نوع علوم احادیث معتبرند ـ و نیز شرایط صحیح فراگیری (تحمل) و انتقال حدیث (ادا) در این دانش مورد بحث قرار میگیرد.
3. رجال: شناخت راویانی که در اسناد قرار گرفتهاند و مجموعه آنها سند روایت را تشکیل میدهد، در دانش رجال مورد بحث قرار میگیرد و بر اساس اطلاعات ارائه شده در این علم نوع حدیث، بر اساس ضوابط علم درایه، شناسایی و میزان اعتبار آن حدیث تعیین میگردد.
4. فقه الحدیث: متن حدیث موضوع این دانش است و از ضوابط صحیح فهم و برداشت از حدیث در آن بحث میشود. این دانش نیز گاه بر اساس ضوابط اعتبار حدیث در علم درایه مصداق عنوانی حدیث را تعیین میکند و میزان اعتبار حدیث را از نظر متنی بیان میکند.
محدّثان متقدم اهل سنت، مجموعه علوم حدیث را دو دسته دانستهاند و در هر دسته دانشهایی را ذکر کردهاند:
1. علوم حدیث روایی: دانشهایی که دربارۀ شیوههای نقل و نوشتن و تبویب احادیث است، در این دسته قرار میگیرند.
2. علوم حدیث درایی: آن گروه از دانشهایی که درباره ارزیابی و اعتبار، جرح و تعدیل راویان، انواع حدیث، شرح و تفسیر حدیث و مانند اینها بحث میکنند در این دسته از دانشهای حدیثی قرار میگیرند.
با اینوجود گروهی از محققان معاصر اهل سنّت این تقسیمبندی را در علوم حدیث نپذیرفته و طرحهای دیگری برای تقسیم علوم حدیث ارائه کردهاند.
بازگشت
2. علم درایه را تعریف کنید.
تعریفهای متعددی از این علم ارائه شده که غالب محدثان، جامعترین و مختصرترین تعریــف را چـنیـن پذیرفتهاند: «درایه علمی است که در آن از سند و متن حدیث و چگونگی فراگیری و انتـقال (تحمل و ادای) حدیث و آداب نقل آن بحث میشود.» هدف از پایهگذاری این دانش شناسایی احادیث مقبول از مردود است.
سابقۀ این علم به همان قرون نخستین ظهور عالمان، محدثان و فقیهان میرسد. آنان در موارد مختلفی در لابهلای مباحث فقهی، اصولی و حدیثی از اصطلاحات و ضوابط حدیثی استفاده کردهاند، اما اولین تألیف مستقل در این موضوع در قرن چهارم هجری توسط اهل سنت انجام شد و کتاب «المحدث الفاصل بین الراوی و الواعی» توسط قاضی حسن رامهرمزی (م 360ق) نگاشته شد و در میان شیعیان، کتاب «الدرایه» و شرح آن «الرعایة فی علم الدرایه» به قلم شهید ثانی (م 965ق) به رشتۀ تحریر درآمد.
علت تأخیر تألیف عالمان شیعه در این موضوع نسبت به اهل سنت، امکان اعتباریابی احادیث با توجه به وجود قرائن تا قرن هشتم هجری بوده است؛ چه آنکه محدثان قدیم تا نیمه قرن چهارم هجری به جهت امکان ارتباط با ائمۀ معصوم و اصحاب ایشان راههای مناسبی برای ارزیابی صدور احادیث در اختیار داشتند و تا چند قرن بعد نیز تألیفات اصحاب ائمه در دسترس بود و مورد تأیید نیز قرار گرفته بود. از این رو شیعیان تا قرنهای بعدی ضرورتی نسبت به وجود این دانش و تألیف مستقل در موضوع آن احساس نمیکردند. البته کاربرد برخی از اصطلاحات حدیثی در میان شیعیان سابقهای طولانی دارد. گفتنی است که در چند دهۀ اخیر از این دانش به مصطلحات نیز نام بردهاند. دلیل این اختلاف تعبیر را تناسب بیشتر این تعبیر با محتوای این دانش و تناسب واژۀ درایه با دانش فقه الحدیث دانستهاند.
همچنین لازم به ذکر است که درایه در اصطلاح اهل سنت دایرهای وسیعتر دارد و دانشهای رجال، جرح و تعدیل، فقه الحدیث و مصطلحات جزو علوم حدیث درایی به شمار میرود.
بازگشت
3. علم رجال را تعریف کنید.
دانش رجال بحث از احوال راویان را از جهت میزان اعتماد بر احادیثشان بر عهده دارد. شناخت هویت راویان و نیز شناخت میزان اعتبار و اعتماد بر ایشان هدف اصلی این دانش است.
در شناخت راویان نام، نام پدر، نسب، کنیه، لقب، مذهب و طبقۀ راوی به گونهای که از دیگر همنامان راوی متمایز شود و نیز نامهای مختلف راوی که با آنها شناخته شده است مورد توجه رجالیان است. در ارزیابی اعتبار هر یک از راویان نیز با استفاده از الفاظ خاص توثیق یا تضعیف یا با استفاده از مبانی توثیق عام و کلی راویان، میزان اعتماد بر هر یک از روات را مشخص مینمایند.
ارتباط دانش رجال با درایه بدینگونه است که با تعیین شخصی و میزان اعتبار راوی در ضمن سلسله سند روایت، نوع حدیث شناسایی خواهد شد و بر اساس آن حکم روایت نیز روشن خواهد شد.
سابقۀ این دانش در نزد شیعیان به آموزههای امام علی (علیه السلام) میرسد که برای حفظ شریعت از دروغ و اشتباه راویان، مردم را به ذکر سند و دقت در حالات راویان ترغیب میکردند. اما اهل سنت در نیمۀ دوم قرن اول هجری پس از ظهور فتنهها به بحث و بررسی راویان حدیث پرداختند.
بازگشت
4. در مورد فقه الحدیث توضیح دهید.
مهمترین دانش حدیثی دانش بررسی و فهم مدلولهای روایت است که در اصطلاح به آن «فقه الحدیث» گفته میشود. فقه الحدیث را از این نظر میتوان بهسان دانش تفسیر قرآن دانست؛ همانگونه که علوم قرآن به عنوان مقدمۀ فهم مدلولهای آیات به کار میآید, سایر دانشهای حدیثی همچون تاریخ و مصطلحات, مقدمات لازم را برای درکی عمیقتر از محتوای روایات به دست میدهند. از آنجا که روایت دربرگیرندۀ ژرفترین مباحث در حوزههای خداشناسی, هستیشناسی, انسانشناسی, رهبرشناسی و ... هستند, چگونگی راهیافت به این معارف نیازمند رعایت مبانی و قواعدی است که در فقه الحدیث بررسی میشوند.
بازگشت
5. منظور از غریب الحدیث چیست؟
قرآن و همچنین احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) مشتمل بر الفاظی بوده است که در فرهنگ آن زمان معلوم و مشخص بوده, ولی در طی دورۀ تطور زبان و لغات برای آیندگان نامأنوس یا سختفهم شده است. علم غریب الحدیث به دنبال آن است که این لغات دیریاب و سختفهم را برای مخاطبان زمان خود روشن سازد. نوشتههای غریب الحدیث شباهت زیادی به فرهنگهای لغت دارد، با این تفاوت که دایرۀ آن محدود به لغاتی است که در احادیث وارد شده است.
النهایة تألیف ابن اثیر (م 606ق) از جامع ترین کتابهای اهل سنت در این موضوع است. مجمع البحرین, تألیف فخرالدین طریحی (م 1085ق) نیز از کتابهای غریب الحدیث شیعه است که به «غریب القرآن» نیز پرداخته است. از اینرو مؤلف نام آن را مجمع البحرین نهاده است.
بازگشت
6. منظور از مدارس حدیثی چیست؟
اختلاف دیدگاهها در باب حدیث با لفظ «مدرسه» و اضافۀ آن به شهری خاص (مانند مدرسۀ بغداد) یا فرقهای خاص (مانند مدرسۀ اهل بیت) مورد توجه قرار میگیرد، همانند «مکاتب» نسبت به فلسفه و «مذاهب» نسبت به فقه و کلام.
منظور از مدارس، گاهی محل تدریس بوده و منظور از اصطلاح مدارس حدیث، محلهایی است که اختصاص به تدریس حدیث داشته است، مانند آنچه نویسنده کتاب «علم الحدیث فی مکة المکرمة» (ص233ـ221) تعدادی از آنها را بر اساس سیر تاریخی نام میبرد.
آنچه اینجا در مقام توضیح آن هستیم دیدگاههای خاصی است که نسبت به حدیث وجود داشته است. البته برخی ـ چنانکه ابتدا اینگونه به نظر میآید ـ معتقدند که حدیث با دیگر علوم فرق دارد و یک مدرسه بیشتر ندارد، چون همه افراد احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا پیامبر و ائمۀ اثنیعشر (علیه السلام) را نقل میکنند. بنابراین سخن گفتن از مدارس معنی ندارد، ولی واقعیت این است که صرف نقل حدیث نیست تا یک مدرسه بیشتر نباشد، بلکه مدرسه شامل مجموعه مباحث حدیثی میشود که دیدگاهی را به وجود میآورد و این دیدگاه در حدیث هم تأثیر میگذارد، مثلا در یک محل برای خبر صحیح شرطی قائل میشوند، بسیار سختتر از شرطی که در محل دیگر و مدرسه دیگر قائل هستند. بنابراین طبق دیدگاه نخست بسیاری از احادیث مورد قبول هستند که در دیدگاه دوم مورد قبول نیستند.
وقتی حدیثی مورد نقد واقع شود، قطعاً در آن مدرسهای که حدیث رد شده بر طبق آن عمل نمیشود و در نهایت میان دو مدرسه اختلاف ایجاد میشود، مثلاً در نگاه مدرسۀ حدیثی قم نسبت به جریان غُلات حساسیت خاصی وجود داشته که در مدرسۀ بغداد وجود نداشته است. بر اساس دیدگاهی که حساسیت دارد بسیاری از احادیث غلات با ملاک آنها نقد و رد میشود، در نتیجه در مبحثی که آن روایت را رد میکنند دیدگاه خاصی به وجود میآید، مثلاً نگاه به برخی صفات انبیا و ائمه نگاه خاصی میشود که این دیدگاه در مدرسۀ بغداد وجود ندارد، چون نگاه دیگری به حدیث دارند.
در جهان اسلام مدارس حدیثی زیادی، مانند مدرسۀ حدیثی مکّه، مدینه، کوفه، بصره، ری، خراسان، قم، بغداد، قیروان، قُرطُبه، شام، مصر و... وجود داشته است.
بازگشت
7. رابطه فِرَق اسلامی با حدیث چیست؟
منظور فرقههایی است که در طول تاریخ اسلام با پشتوانۀ علم کلام به وجود آمدهاند. رابطۀ فرق اسلامی با حدیث را از دو جهت میتوان مورد توجه قرار داد: جهت اول آنکه چون دارای ارزش والایی میان مسلمانان است، بالطبع هر فرقهای که بتواند حقانیت خویش را با حدیث اثبات کند از مقبولیت خوبی در جامعه اسلامی برخوردار میشود. این اثبات حقانیت به دو صورت متصور است: یکی اینکه آموزههای فرقۀ خود را با احادیث متعدد اثبات کند. صورت دوم اینکه از بیانات پیامبر (صلی الله علیه و آله) مطلبی را بیان کند که مستقیماً تأیید فرقۀ خود است. شیعه، قدریه، معتزله و... اینگونه هستند.
استفاده از این روش هم همیشه یکسان نیست. گاهی در تأیید فرقۀ خود است و گاهی در نقد دیدگاههای دیگران، که در هر دو قسمت تأیید و نقد احادیث توسط فرقهها وضع و جعل شده است.
جهت دوم برخورد با حدیث به گونهای کلی است، یعنی میزان پذیرش احادیث تابع دیدگاههای کلامی فرقه خواهد بود. اگر یک گروه مانند معتزله عقلگرا باشند، با حدیث برخورد عقلی میکنند و در میزانِ عقلی خیلی از روایات نقد میشود و طبیعی است که خیلی اوقات برخورد عجولانه صورت بپذیرد و چه بسا احادیث مسلم پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم کنار گذاشته شود. در طرف مقابل, اهل حدیث یا سَلَفیه هستند که به این راحتی حدیث را کنار نمیگذارند و تمام سعیشان این است که تمام عقاید خویش را از حدیث اخذ کنند و در بسیاری از موارد که در یک بحث کلامی حدیثی وجود ندارد، از اظهار نظر خودداری کنند. فرقهای مانند اسماعیلیه که بیش از ظاهر به باطن اهمیت میدهند، دنبال تأویل احادیث هستند که در این تأویلگرایی در بسیاری از اوقات افراط هم صورت میپذیرد.
فرقۀ دیگر مانند اشاعره راه وسطی میان اهل حدیث و معتزله را برگزیدهاند و فرقهای نظیر ماتریدیه راه میانی بین اشاعره و معتزله را میپیمایند و فرقهای چون طَحاویه به دیدگاه اهل حدیث نزدیکتر است.
در فرقۀ امامیّه برخوردهای متفاوت با حدیث وجود دارد: در برخی گروهها جنبۀ حدیثگرایی قوی است و در برخی دیگر جنبه عقلگرایی قویتر است. بسیاری از فرقههای اسلامی تألیفات مستقل حدیثی نیز داشته اند، مانند شیعه ـ اعم از زیدیه، اسماعیلیه، اثنیعشریه ـ واهل سنّت ـ با همۀ فرقه های خود ـ و خوارج.
بازگشت
8. رابطه عرفان و حدیث را توضیح دهید.
اهل عرفان و تصوف مانند همۀ دانشمندان اسلامی به حدیث اهمیت میدادهاند و نوشتههای آنان مملو از روایات است. البته نگاه برخی از آنها در معیارهای پذیرش و چگونگی فهم و تفسیر حدیث با محدثان متفاوت است. واقعیت این است که اگرچه کشف و شهود مهمترین ابزار اهل عرفان و تصوّف است، لیکن در نوشتههای ایشان روایات فراوانی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است. این احادیث بهطور کلی به دو دسته قابل تقسیم است: دستۀ نخست روایاتی که در متون معتبر حدیثی شیعه یا اهل سنّت یافت میشود. دستۀ دوم احادیثی که مأخذ روایی مشخصی ندارند. بخش قابل توجهی از روایات اهل تصوّف در دستۀ دوم جای میگیرد.
برخی از آنان نیز در حدیث، نوشتههایی مستقل دارند که از مهمترین آنها میتوان به نوادر الاصول نوشتۀ حکیم ترمذی از عرفای قرن سوم اشاره نمود. در متون عرفانی اهلسنت همچون اللمع فی التصوفِ سراج طوسی، قوت القلوبِ ابوطالب مکّی، احیاء العلومِ غزالی، منازل السائرینِ خواجه عبدالله انصاری و کتابهای محیالدین بن عربی و ... و نیز در کتابهای عرفای شیعه مانند سید حیدر آملی و مخصوصاً در سه چهار قرن اخیر میرزا جواد ملکی تبریزی احادیث قابل توجهی یافت میشود.
نکتۀ قابل توجه آنکه بخشی که اهل عرفان و تصوّف در روایات به آن بیشتر پرداختهاند، احادیث اخلاقی است و این به دلیل نزدیکی عرفان با اخلاق، در این حوزه بوده است.
مجموعهای از مأثورات عرفانی در کتابی به همین نام از آقای باقر صدرینیا از سوی انتشارات سروش منتشر شده که شامل فهرست الفبایی مأثورات (اعم از حدیثی و غیر حدیثی) و ارائۀ مواضع آنها در متون عرفانی فارسی است.
بازگشت
9. زیارتنامه چیست؟
زیارتنامه دعایی است که در هنگام زیارت قبور ائمه (علیهم السلام) یا قبور امامزادگان خوانده میشود. اغلب این زیارتها، از ائمه (علیهم السلام) روایت شده است. برخی ازاین زیارتنامهها اختصاصی است، یعنی فقط در زیارت امام خاصی خوانده میشود و برخی از آنها مشترک برای همۀ ائمه (علیهم السلام) است، مانند زیارت امین الله، زیارت جامعۀ کبیره و .... برخی از زیارتها نیز برای خواندن در ایام خاصی صادر شده است، مثل زیارتهای نیمۀ رجب، نیمۀ شعبان و ....
مضامین زیارتنامهها با حمد و توحید باری تعالی آغاز میشود و در ادامه درود بر پیامبران و امامان (علیهم السلام) را دربر میگیرد. در پایان نیز درود و ستایش بر صاحب مزار فرستاده میشود. زیارتنامهها اغلب از چند بخش تشکیل میشود: بخشی در هنگامی خوانده میشود که زائر نزد مزار رسیده، ولی هنوز به حریم آن قدم نگذاشته است، بخش دیگر اذن دخول است، بخشی نیز در کنار مزار یا ضریح خوانده میشود. این بخش خود گاهی چند قسمت را در بر میگیرد: زیارت بالاسر، زیرقدم و ....
از مشهورترین کتابهای زیارت میتوان از مصباح الزائر ابنطاووس و تحفة الزائرِ علامۀ مجلسی نام برد. قسمت اعظمی هم از کتابهای مصباح کفعمی و زاد المعادِ علامۀ مجلسی و مفاتیح الجنان محدّث قمی به زیارات اختصاص دارد.
بازگشت
10. منظور از حرز چیست؟
حرز در لغت به معنای پناهگاه و چیزی است که باعث حفاظت میشود، و در اصطلاح به دعایی گفته میشود که برای حفظ از شیاطین، جن، ظلم ستمگران، گزندگان و ... است. برخی از حرزها قبل از وقوع ناگواریهای خاصی که ممکن است واقع شوند، خوانده می شود و برخی دیگر برای در امان بودن از تمام ناگواریها نوشته شده و به گریبان آویخته یا در جیب گذارده میشود.
تعدادی از این دعاها مشتمل بر کلمات یا خطوطی است که معنای آنها فقط برای امامان معصوم (علیهم السلام) روشن است. از اکثر پیشوایان معصوم شیعه (چون امام علی (علیه السلام)، امام سجاد و امام رضا (علیهما السلام) حرزهایی روایت شده که سید بن طاووس در کتاب مهج الدعوات مقدار قابل توجهی از آنها را نقل نموده است و در باب پنجم از حاشیۀ مفاتیح نیز مقداری از آنها به نقل از همان کتاب آورده شده است.
بازگشت
11. مقصود از استخاره چیست؟
استخاره در لغت به معنای طلب خیر و راهنمایی جُستن به سوی صلاح اَمر از دیگری است. در اصطلاح نیز به معنای طلب خیر و راهنمایی از خداوند در انجام دادن یا ترک کاری است که خیر و شرّ بودن آن بر انسان پوشیده است. طلب خیر از خداوند متعال و راهنمایی خواستن از آن ذات اقدس، امری است که مفهوم واقعی آن تنها زمانی محقق میشود که استخاره کننده به ضعف تدبیر خود معترف و به آنچه که بعد از استخاره واقع میشود راضی باشد، گرچه ظاهر آن برای وی ناخوشایند آید.
در کتابهای مفصّلی که علمای دین دربارۀ استخاره نوشتهاند با استناد به روایات پیشوایان معصوم (علیهم السلام) برای آن شش شیوه ذکر شده است. شیوهای که به یقین مرضی خداوند متعال است و با روایات صحیحی از امامان شیعه مورد تأکید واقع شده است، استخارۀ مطلق (بیقید و شرط) است. به این صورت که بنده در هر کاری روی به جانب باری تعالی، از او طلب وقوع خیر کرده و با توکل بر او کار خود را پیش گیرد. در روایات آمده که در کارهای مهم خود قبل از تمنای خیر یکصد بار بگوید: «أستَخیرُ اللهَ بِرحمَتِهِ». دعاهای مختصر و طولانی دیگری نیز در اینباره از امامان معصوم (علیهم السلام) نقل شده است.
از انواع استخاره، استخاره با قرآن کریم و تسبیح است که از شیوههای بسیار معمول در چند قرن اخیر میباشد. نوع مشهورِ استخاره با قرآن بدین صورت است که بعد از طلب خیر از خداوند متعال در کار مورد حیرت، قرآن را گشوده و به آیۀ اوّل از صفحۀ سمت راست آن نظر شود، پس اگر مضمون آیه خوب باشد، آن عمل را در پیش گیرد و اگر مضمون آیه وعدۀ عذاب غضب الهی باشد، از انجام آن عمل صرف نظر کند. از آداب این شیوه داشتن وضو، رو به قبله بودن و خواندن دعای مختصری است با مضمون خیر خواهی و توکّل بر خداوند متعال.
در استخاره با تسبیح نیز بعد از طلب خیر از خداوند در انجام یا ترک کار مورد حیرت، ابتدا سه بار صلوات فرستاده و بعد میانۀ تسبیح را گرفته و دوتا دوتا دانهها را رد میکنند، پس اگر آخری جفت آمد انجام آن عمل بد است و اگر طاق آمد خوب است.
برخی از علمای شیعه در جواز استخاره با قرآن و تسبیح تردید کردهاند، بخصوص با قرآن کریم، زیرا علیرغم روایاتی در جواز آن، نهی صریحی از قول امام صادق وارد شده که: «لاتَتَفأل بِالقُرآنِ: به قرآن فال مزن». البته فالزدن در این روایت بر معنایی غیر از استخاره قابل حمل است؛ زیرا گرچه استخاره و فال معمولاً در مصداق یکی شمرده می شوند، چنانکه از امامان شیعه روایت شده در دعای استخاره با قرآن گفته شود: «اللّهُمَّ تَفَأّلتُ بِکتابِکَ و تَوکَّلتُ عَلیکَُ ...، یعنی خدایا به کتاب تو فال میزنم و بر تو توکل میکنم.» در هر صورت مفهوم تفأل با مفهوم از پیش گفتۀ استخاره متفاوت است، چون تفأُّل از ماده فأل به معنای پیشبینی امری از دیدن یا وقوع امری دیگر است که البته اغلب در عرف بر پیشبینیهای خوشبینانه اطلاق میگردد. در مقابل تطیر از ماده طیر (پرنده) که پیشبینی بدبینانه از مشاهده چیزی (غالباً پرواز یا صدای پرندهای چون کلاغ یا جغد) است. بنابراین به نظر میرسد آنچه که در روایت مذکور مورد نهی واقع شده، پیشبینی از دیدن آیات قرآن کریم است، مانند کاری که امروزه با دیوان حافظ صورت میپذیرد نه خروج از حیرت و کسب تکلیف در انجام یا ترک کاری خاص. همچنین ممکن است نهی از تفأل به قرآن ناظر به تفأل به شنیدن آیات قرآن از قاری و بازایستادن از کاری که در پی آن راه افتاده یا تفأل به انجام آن است.
در این صورت قرار دادن آن همانند امور دیگری که اهل خرافات تفأل به آن میکردند، مورد نهی قرار گرفته است.
بازگشت
12. حواریون ائمه (علیهم السلام) چه کسانی بودند؟
واژۀ حواری به معنای سپید کننده و جمع آن حواریون است. در اصطلاح نیز به یاران و پیروان پاک و یکرنگ گفته میشود. از آنجا که اصحاب حضرت عیسی (علیه السلام) جامهشوی بودند و با شستن جامه، خود را پاک و سفید میکردند، آنان را حواریون میخواندند. از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «روز قیامت منادی ندا میکند که کجایند حواریون محمد (صلی الله علیه و آله) که پیمان نشکستند و با عهد درست از جهان رفتند؟ سلمان و ابوذر و مقداد از جای برمیخیزند. آنگاه منادی ندا میکند: کجایند حواریون علی بن ابیطالب وصی رسول خدا؟ عمرو بن حُمق خُزاعی و محمد بن ابیبکر و میثم تمّار و اویس قرنی از جای برمیخیزند. آنگاه ندا میکند: کجایند حواریون حسن بن علی و فاطمه بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله)؟ سفیان بن ابیلیلا هَمدانی و حُذَیفَةِ بن اسد غفاری از جا برمیخیزند. آنگاه منادی ندا میکند: کجایند حواریون حسین بن علی (علیه السلام)؟ جُبَیر بن مُطعم و یَحیی بن امالطویل و ابوخالد کابلی و سعید بن مسیب از جا بر میخیزند. آنگاه منادی ندا میکند: کجایند حواریون محمد بن علی و جعفر بن محمد (علیهما السلام)؟ عبدالله بن شریک عامری و زُرارة بن أعین و سایر حواریون این دو امام از جا بر میخیزند. به همین ترتیب دیگر شیعیان ائمه ندا داده میشوند. اینان سابقان و مقرّبانِ حواریون از تابعان هستند.»
از امام صادق (علیه السلام) روایت است که حواریون عیسی (علیه السلام) نسبت به او چنین مطیع نبودند که حواریون ما نسبت به ما مطیع هستند. اینها شکنجه و سوزانده و تبعید و کشته می شوند و از یاری و دفاع ما دست برنمیدارند.
بازگشت
13. وصیت امام علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) چیست؟
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) هنگام مراجعت از «صفین»، در محلی بنام «حاضرین»، دستورالعملی برای فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام)، که همراهش بوده است، مینویسد. آن حضرت در دستورالعمل خویش تمام راههای سعادت و نیکبختی و وصول به بالاترین درجههای کمال انسانی را با بهترین عبارات، بیان فرموده است.
گرچه امام علی (علیه السلام) این نامه را به عنوان دستورالعمل زندگی خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام) نوشته است، ولی چنانکه از متن آن بر میآید، آن حضرت نه تنها فرزندش را مد نظر قرار نداده، بلکه در آن، وظیفۀ پدر و فرزند و یک انسان را در ادوار مختلف زندگی ترسیم کرده است.
کودکی بهترین دوران تعلیم و تربیت، مسئولیت پدر در زندگی، آمادگی انسان برای زندگی در جهان ابدی، نقش دعا و توبه در زندگی، عوامل سازنده شخصیت انسان، مطالعۀ سرنوشت ملتهای گذشته، رابطۀ آدمی با خانواده، راههای خودسازی، آیین دوستی و حد و مرز آن، حقوق و شخصیت بانوان، تفقّه در دین و بهرهگیری از علم نافع، تجربهآموزی و بهرهگیری از تجربیات مفید و ... برخی از مطالبی است که در این نامه بدان پرداخته شده است.
این نامه را علاوه بر آنکه سید رضی در نهج البلاغه به عنوان نامه سی و یکم آورده است، در تحف العقول (ص68) و کشف المحجة (ص157) و کنز العمّال (ج16،ص167) نیز نقل شده است.
بازگشت
14. در مورد حدیث ثَقَلَین توضیح دهید.
«ثقل» هر شیء نفیس و گرانقیمتی را، که باید در حفظ آن کوشید، گویند. در حدیث «انّی تارِکٌ فیکُمُ الثّقَلَینِ: کتابَ اللهِ و عِترتی فتَمَسّکوا بِهِما فإنّهُما لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلیّ الحَوضَ: همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما به یادگار مینهم: کتاب خدا و عترت خود را، پس به این دو تمسک بجویید، این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد آیند» این کلمه به همین معناست.
حدیث ثقلین نزد علمای همه مذاهب اسلامی معتبر بوده و شیعیان، آن را از دلایل امامت و خلافت بلافصل امیرمؤمنان (علیه السلام) برمیشمارند. این حدیث متواتر و بر پایه تتبعِ به عمل آمده آن را بیش از سی نفر از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت کردهاند.
با نظر به روایات فراوانی که در کتابهای شیعه و اهل سنت حکایتگر این حدیث شریف است، این نکته بدست میآید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را در مناسبتهای متعددی بیان فرمودهاند: در حجّة الوداع در روز عرفه، در مسجد خیف، در حجّة الوداع در غدیر خم و در خطبهای که بر منبر ایراد فرمودهاند. بیان این حدیث شریف در مواضع متعدد بیانگر اهمیت مضمون آن از بعد سیاسی و اجتماعی و اهتمام پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شأن کتاب عزیز و عترت پاکش میباشد.
در نقلهای متعددی که از این حدیث صورت پذیرفته، صرفنظر از مناسبت آن، کمی اختلاف تعبیر نیز در الفاظ آن مشاهده میشود. برخی از منابع دست اول اهل سنت که به نقل آن اهتمام ورزیدهاند، عبارتاند از: صحیح مسلم (ج4، ص1873ـ 1874)، مسند احمد (ج3، ص14، 17، 26 و 59)، المستدرک علی الصحیحین (ج3، ص109 و 148)، المصنّفِ ابن ابیشیبه (ج7، ص 176)، السنن الکبری نسائی (ج5، ص 45، 51 و 130)، مسند ابییعلی (ج2، ص 297، 303 و 376)، السنن الکبری بیهقی (ج7، ص 30 و ج10، ص 114)، المعجم الأوسط (ج3، ص 374 و ج4، ص 33).
بازگشت
15. حدیث جنود عقل و جهل(سپاهیان خرد و نادانی) چیست؟
سماعة بن مهران میگوید که نزد امام صادق (علیهالسلام) بودم و گروهی از دوستداران آن حضرت به گردش جمع شده بودند. سخن از خرد و نادانی به میان آمد. امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «خرد و لشکریانش و نادانی و سپاهیانش را بشناسید تا هدایت یابید.» سماعه گوید که عرض کردم: جانم به فدایت! نمیدانیم جز آنچه شما ما را بر آن آگاه سازید. آنگاه امام صادق (علیهالسلام) در ضمن حدیث مفصلی پس از آنکه از چگونگی آفرینش سپاهیان عقل و جهل سخن گفت, آنها را یکیک شمرد و در پایان فرمود: همه سربازان عقل جز در پیامبر یا جانشین وی یا مؤمنی که خداوند دلش را به ایمان آزموده جمع نخواهد شد، اما در دیگر دوستداران ما برخی از سربازان عقل جای دارد تا آنکه به کمال رسیده از سپاهیان نادانی پاک گردند. در این هنگام رتبهای عالی نزد پیامبر و جانشینانشان خواهند یافت. دستیابی به این مقام بلند به کمک عقل و سربازانش و دوری از جهل و سربازانش حاصل خواهد شد.
امام صادق (علیهالسلام) هفتاد و پنج صفت ناپسند را سرباز جهل برشمرده است. سپاهیان عقل و خرد عبارتاند از: خیر, ایمان, امید, عدل, رضا, شکر, توکل, رأفت, مدارا, فهم, عفت, رحمت, علم, دوستی, صبر, بینیازی, قناعت, وفا, خضوع, سلامت, پاکدامنی و ... و سربازان جهل و نادانی عبارتاند از: شر, کفر, یأس, ظلم, ناسپاسی, کفران, حرص, قساوت، غضب, جهل, پردهدری, شک, بیوفایی, بلا, دشمنی, عصیانگری, دنیاطلبی و....
حدیث جنود عقل و جهل را ثقة الاسلام کلینی در الکافی, شیخ صدوق در علل الشرائع و ابنشعبۀ حرانی در تحف العقول روایت نمودهاند و ملا صالح مازندرانی در ضمن شرح اصول کافی به شرح و توضیح آن پرداخته است و امام خمینی قدسسره نیز در همین رابطه کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل را به رشتۀ تحریر درآورده است. همچنین این حدیث در فصل پنجم کتاب خردگرایی در قرآن و حدیث (العقل و الجهل فی الکتاب و السنة) نوشته حجة الاسلام و المسلمین ری شهری نقل و ترجمه شده است.
بازگشت
16. بلندترین خطبۀ نهج البلاغه کدام خطبه است؟
بلندترین خطبۀ نهجالبلاغه که حدود چهارده صفحه است, خطبۀ 194 است و قاصعه نام دارد. قاصعه به معنای خوارشمردن است و چون امام علی (علیه السلام) شیطان را در این خطبه تحقیر کرده است به این نام نامگذاری شده است. قصع به معنای رفع تشنگی است و قاصعه به معنای زدایندۀ روحیۀ تکبر است، زیرا شنونده با شنیدن این خطبه تکبر را از خود دور میسازد، چنانکه تشنه با نوشیدن آب تشنگی را زایل میکند.
محتوای خطبه دربارۀ نکوهش ابلیس است که بزرگی فروخت و بر آدم سجده نکرد، زیرا تعصب نژادی را آشکار کرد و از غیرت جاهلی پیروی کرد. همچنین مردم را از پیروی راه ابلیس بر حذر میدارد, حضرت علی (علیه السلام) در این خطبه امت خود را از سرپیچی دستورات الهی و پیروی ابلیس سرزنش کرده است. آنگاه با وصف جایگاه خود به عنوان امام و تبیین نسبت خود با پیامبر (صلی الله علیه و آله) آنها را به اطاعت از خود فرا میخواند.
بازگشت
17. کوتاهترین خطبۀ نهج البلاغه کدام خطبه است؟
کوتاهترین خطبۀ نهج البلاغه, خطبۀ نهم است که کمتر از دو سطر است. امام (علیه السلام) در این خطبه ویژگی و چگونگی عملکرد خود را بیان میدارد.
در این خطبه میخوانیم: و قَد أرعَدوا و أبرَقوا و مَعَ هذَینِ الأمرَینِ الفَشَلُ, فَلَسنا نُرعِدُ حَتّی نُوقِعَ و لا نُسیلُ حتّی نُمطِرُ: همانند تندر خروشیدند و چون آذرخش شعله افکندند. با این همه ترسیدند و در کار بماندند، ما چون تندر نمیخروشیم مگر آنگاه که خصم را فرو کوبیم و سیل روان نمیکنیم مگر آنگاه که بباریم.
بازگشت
18. راویان مدفون در قم چه کسانی هستند؟
شهر قم بیتردید در برخی ادوار تاریخی از جایگاه علمی بلندی برخوردار بوده و نقشی برجسته در حیات علمی و فکری جهان اسلام داشته است. این شهر که یکی از قدیمیترین شهرهای شیعهنشین ایران است, در قرون اولیۀ اسلامی پایگاه ارزندهای برای بسط و گسترش فرهنگ شیعی بوده و راویان و محدثان بسیاری را پرورانده و پذیرا گشته است.
اگرچه برخی از محدثان دانشآموخته در آن روزگار با انتقال مرکز علمی از قم به ری و بغداد بدان شهرها مهاجرت نمودهاند, اما شمار زیادی از ایشان را میتوان جست که در این شهر زیسته و در آن مدفون گردیدهاند, هر چند مزار برخی از آنها مشهود نیست و محل دفن آنها را گذشت روزگار از حافظۀ تاریخیِ این شهر پاک نموده است.
از محدثات شیعه حضرت فاطمۀ معصومه (سلام الله علیها) دختر گرامی امام موسی کاظم (علیه السلام) در قم مدفون است و برخی از مشهورترین محدثان مدفون در قم عبارتاند از: زکریا بن آدم بن عبدالله اشعری قمی (از اصحاب امام ششم و هشتم), احمد بن محمد خالد برقی (صاحب کتاب المحاسن), علی بن ابراهیم قمی (صاحب تفسیر القمی), محمد بن جعفر بن قولویه (م حدود 300ق), احمد بن محمد بن عیسی قمی (از اصحاب امام رضا, امام جواد و امام هادی علیهم السلام), محمد بن حسن بن فروخ صفّار (صاحب کتاب بصائر الدرجات), علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق), عبد العزیز بن مهتدی اشعری قمی (وکیل امام رضا علیه السلام), عبدالله بن جعفر حمیری قمی (صاحب کتاب قُربُ الأسناد), سعد بن عبدالله اشعری (صاحب کتاب المقالات و الفِرق), محمد بن خالد برقی (پدر احمد بن محمد, صاحب المحاسن), سعد بن سعد اشعری قمی (صاحب کتاب المسائل), حسین بن سعید اهوازی (صاحب کتاب الزهد), آدم بن اسحاق قمی (از اصحاب امام هادی علیه السلام), زکریا بن ادریس (از اصحاب امامان ششم, هفتم و هشتم), ادریس بن عبدالله اشعری, آدم بن عبدالله اشعری و ابراهیم بن هاشم قمی.
بازگشت
19. منظور از جوامع حدیثی شیعه چیست؟
جامع به کتاب حدیثیای اطلاق میشود که در بر دارندۀ احادیث مربوط به همۀ معارف دینی یعنی قاید, اخلاق, احکام و نیز ابوابی مانند تفسیر و تاریخ باشد.
در عصر ائمۀ متأخر شیعه ـ بخصوص از عصر امام رضا علیه السلام به بعد ـ اصحاب ائمه به جامعنگاری در حدیث روی آوردند و آثار متعددی تألیف کردند. تا آنجا که در عصر غیبت صغری و کبری مهمترین کتب جامع حدیثی نگاشته شد.
در اصطلاح محدثان متأخر شیعه, جوامع حدیثی به چهار کتاب مهم حدیثی کافی, من لا یحضره الفقیه, تهذیب الأحکام و استبصار اطلاق میشود و به سه کتاب حدیثی وافی, وسائل الشیعه و بحار الانوار «جوامع حدیثی متأخر» و «جوامع ثانویه» گفته میشود.
بازگشت
20. کتابهای شرح حدیث چه کتبی هستند؟
شناخت و درک عمیق احادیث نیازی بوده است که از همان سدۀ نخستین تاریخ اسلام, عالمان مسلمانان را در کنار سایر عرصههای حدیثپژوهی به تکاپو در این عرصه واداشت. آنان برای نیل به این عرصه مقصود از جنبههای گوناگون ـ مانند شرح لغات, توضیح نکات بلاغی و توضیح مفاد حدیث ـ به شرح احادیث پرداختند و آثار گرانسنگی از خود به یادگار گذاشتند.
از نظر تاریخــی، عهد صفویه پر برگ و بارتــرین دوران تدوین کتب شرح حدیث به شمار میآید و بخش زیادی از میراث حدیثی عالمان شیعی در این باب در همین دوران نگاشته شده است که از آن جمله میتوان از آثار ذیل نام برد:
1ـ روضة المتقین، شرح کتاب من لا یحضره الفقیه، محمدتقی مجلسی (مجلسی اوّل)، متوفای 1070ق.
2ـ لوامع صاحبقرانی، شرح فارسی کتاب من لا یحضره الفقیه، محمدتقی مجلسی.
3ـ شرح اصول کافی، ملاصداری شیرازی متوفای 1050ق.
4ـ توضیحات ملا محسن فیض کاشانی (متوفای1090ق.) ذیل احادیث کتاب وافی.
5ـ شرح اصول و روضۀ کافی، محمدصالح مازندرانی متوفای 1081 یا 1086ق.
6ـ مراة العقول، شرح کتاب کافی، محمدباقر مجلسی.
7ـ ملاذ الأخیار، شرح کتاب تهذیب الاخبار، محمدباقر مجلسی.
شیخ آغابزرگ تهــرانی در کتاب « الذریعه »، از 43 شرح و حاشیه بر کتاب کافی، 34 شرح و حاشیه بر تهذیب الاحکام، 2 6شرح و حاشیه بر استبصار و 15 حاشیه بر کتاب من لا یحضره الفقیه، نام برده است.
این همه جز موارد بسیاری است که عالمان به شرح یک حدیث یا یک موضوع حدیثی یا به شرح اربعینها پرداختهاند.
بازگشت
21. منظور از احتجاجات و مناظرات معصومان (علیهم السلام) چیست؟
احتجاج در لغت به معنای حجت و دلیل آوردن است. در دانش منطق، مراد از احتجاج، حجت آوردن به منظور اثبات یا رد و ابطال نظریه و عقیدهای است.
در میان روایات به احادیث بسیاری بر میخوریم که معصومان (علیهم السلام) به احتجاج و مناظره پرداختهاند. در این مناظرات که معمولاً با مخالفان، زندیقان و عالمان اهل کتاب بوده است، موضوعاتی چون اصول و فروع دین اسلام، خلافت بلافصل امیرالمؤمنین (علیه السلام)، اثبات عصمت و بیگناهی سلسله انبیاء، اثبات وجود خداوند، وحدانیت خداوند و... مورد چالش و احتجاج قرار گرفته است. ابومنصور احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی که از محدثان و دانشوران شیعی قرن ششم هجری است، غالب این احتجاجات و مناظرات را در کتابی به نام: الإحتجاج علی أهل اللجاج گردآوری کرده است.
معمولاً احتجاجات اهلبیت (علیهم السلام) به صورت خطبه و نامه انجام میشده است. از مشهورترین خطبههایی که در این موضوع گنجانده میشود، خطبۀ حضرت زهرا (سلام الله علیها) است و نیز میتوان گفت که برای نخستین بار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خطبۀ غدیرخـم، در سال دهم هجرت با مخاطبان به شکل ضمنی به احتجاج پرداخت. همچنین در میان توقیعات رسیده از امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) هم به تعدادی نامه بر میخوریم که در آنها به روش احتجاج و مناظره سخن گفته شده است.
در احتجاجات و مناظرات اهل بیت (علیهم السلام) که در حکم روایات و حدیث به شمار میروند، چندان به بحث سندی پرداخته نمیشود؛ زیرا قوت و استحکام متن، خود ارزشمندی و صحت صدور حدیث احتجاجی و مناظرهای را روشن میسازد.
گفتنی است که سیرۀ احتجاج نه فقط در زبان معصومان (علیهمالسلام)، بلکه در میان صحابۀ آنان هم رواج داشته است. هشام بن حکم و مؤمن طاق، دو نفر از اصحاب امام صادق (علیه السلام) بودند که در احتجاج و مناظره با معاندان بسیار نامبردار و توانا بودهاند.
در میان عالمان شیعه که پس از غیبت صغری آمدهاند هم میتوان به موارد بسیاری اشاره کرد. در آثار کسانی مانند شیخ مفید، سیدمرتضی، علامۀ حلّی و بسیاری دیگر، مناظرات فراوانی دیده میشود که در موضوعات گوناگون به ویژه امامت به احتجاج و مناظره با مخالفـان پرداختهاند.
بازگشت
22. زنان محدّث و راوی چه کسانی بودند؟
وجوب فراگیری دانش در اسلام بر هر مرد و زنی، با وجود سفارشاتی در زمینۀ یادگیری، نقل و پیروی حدیث ـ مانند بهشتی بودن ناقل حدیث یا معیار منزلت افراد به میزان نقل احادیث ـ انگیزۀ مهمی شد تا زنان بسیاری همانند مردان به آموختن و نقل روایت روی آورند که آنان بهعنوان «محدثات» یا «راویات حدیث» شناخته شدند؛ یعنی زنان حدیثدان و حدیثگو و حدیثفهم.
برخی از زنان محدث در عصر ائمه (علیهم السلام) میزیستند؛ مانند امعلاء انصاری، حَبابۀ والبیه، اماسحاق بنت سلیمان، زینب کبری، فاطمۀ معصومه و فاطمه بنت هیثم و برخی دیگر نیز در عصر پس از زمان معصومان زندگی میکردند؛ مانند ست الفقهاء، دختر سید مرتضی و شَهده دختر صاحب.
بازگشت
23. تفاوت حدیث ضعیف با حدیث جعلی چیست؟
احادیث معصومان از طریق گزارش راویان که پی در پی از هم شنیده و در کتابهای یکدیگـر دیدهاند، به ما رسیده است. این راویان به دو گروه قابل تقسیماند و یک دسته نیز خود را در میان اینان جای دادهاند:
1ـ راویان راستگو و مورد اطمینان.
2ـ راویان ناشناخته یا غیر قابل اطمینان.
3ـ راویان دروغپرداز و حدیثساز.
گروه نخست مورد اعتماد و احادیث آنها قابل استناد است و آنچه نقل میکنند به معصوم (علیهالسلام) نسبت داده میشود و مورد پذیرش قرار میگیرد.
گروه دوم روایانی معمولی هستند که ممکن است به سبب کماطلاعی و یا کمدقتی حدیثی را به درستی نقل نکنند یا معنای ناموجهی را به معصوم (علیهالسلام) نسبت دهند. اما خود، حدیثی را به دروغ نمیسازند و بر معصوم (علیهالسلام) افترا نمیبندند. احادیث این دسته ضعیف خوانده میشود و قابل اعتماد نیست و به تنهایی اعتبار لازم را برای استناد در مقام عمل ندارند. اما این به معنای جعلی و ساختگی بودن این احادیث نیست و حتی در موارد بسیاری حدیث آنان به وسیلۀ قرینهها و نشانههای دیگر ـ مانند موافقـت با عقل و قرآن و احـادیث دیگران ـ حجیّت و اعتبــار مییابد. گفتنی است گاه ضعف روایت به سبب عدم اتصال حلقههای راویان به یکدیگر است که آن نیز در برخی موارد قابل حل است.
دستۀ سوم که به دروغ حدیث میسازند و آن را با احادیث دیگر محدثان در میآمیزند، تعدادشان اندک است. حدیثشناسان بسیاری از این گروه و احادیث آنان را شناساندهاند. روایات این دسته، جعلی یا موضوع نامیده میشود و در صورت آشکار شدن آن به هیچ روی قابل استناد نخواهند بود.
بازگشت
24. اخبار علاجیه چه اخباری هستند؟
امامان معصوم (علیهمالسلام) همگی نور واحدند و علیالقاعده نباید تعارض و اختلافی در میان سخنان آنان باشد. وجود پارهای از احادیث متعارض موجب شده تا ریشههای این اختلاف و وجه جمع میان آنها مورد بررسی قرار گیرد. از این رو یکی از مسائل مهم در عرصۀ حدیثپژوهی، شناخت اسباب پیدایش اختلاف و راه جمع نمودن و حل آنهاست.
اختلاف احادیث و ناسازگاری میان مضامین پارهای از روایات از همان دوران نخستین تدوین دانش حدیث مطرح بوده است. از همینرو اصحاب و شاگردان امامان (علیهمالسلام) برای آموختن چگونگی برطرف کردن ناسازگاری میان ظاهر احادیث، پرسشهایی را با آنان مطرح میکردند و امامان (علیهمالسلام) ضمن پاسخ، معیارهایی را برای گشودن این معضل به آنان تعلیم میدادند. به مجموعۀ این روایات که حاوی ملاکها و آموزشهایی از سوی امامان (علیهمالسلام) برای حل ناسازگاری میان پارهای از روایاتاند، اخبار علاجیه گفته میشود.
بسیاری از حدیثپژوهـان، بحثهای نظری و تطبیق این موضوع را در عنوان مختلف الحدیث طرح کردهاند. فقیــهان در علم اصول فقــه، این روایـات را در بحث تعادل و تراجیح بررسی میکنند. این مسأله موجب باز شدن عرصـهای جدید در حدیثپــژوهی شد که معرفة مختلف الحدیث نامیده میشود.
بازگشت
25. منظور از اخبار من بلغ چیست؟
مجموعهای از روایات موجود است که با عنوان اخبار من بلغ از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است، مانند: «من بلغه عن النبیّ (صلی الله علیه و آله) شیء من الثواب فعمله کان أجر ذلک له و إن کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) لم یقله: کسی که از پیامبر خبر عمل ثوابی به او برسد و آن کار را انجام دهد، آن ثواب برای او خواهد بود، اگرچه رسول خدا آن را نگفته باشد.»(وسائل الشیعه، ج1، ص80، باب18.)
این روایات در بسیاری از منابع شیعی و برخی منابع اهل سنّت نقل شده است. برخی از اسناد این روایات نیز صحیح میباشد و علامۀ مجلسی آن را مشهور در میان شیعه و اهل سنّت با اسناد مختلف دانسته است. (بحار الانوار، ج2، ص256.)
ظاهر این روایات، از فضل خداوند نسبت به بندگانش خبر میدهد که بدون درنظر گرفتن حکم واقعی عمل، هر عملی را که مؤمن به اعتماد فضل او انجام دهد، بیثواب نخواهد گذارد. این بیان تردید بندگان را در اعتبار و صحت خبری که به آنها رسیده است، برطرف میکند و ایشان را به فضل الهی امیدوار میکند. با این حال، بندۀ خدا با قلبی مطمئن به فضل و رحمت خداوند، میتواند عمل را به جا آورد.
برخـی فقیهان غالباً به استناد این روایات و برخی ادلۀ دیگر فقهی، قاعدهای را به عنوان تسامح در ادلۀّ سنن، بنا نهادهاند که بر اساس این قاعده در دلیل مستحبات و احکام غیر الزامی، نوعی تسامح اعمال میشود. بر این اساس دقتهای متداول در احکام الزامی و اعتبار مستند اینگونه اعمال، در مورد مستحبات به کار نمیرود. از اینرو بر اساس این قاعده در مستند مستحبات، فضایل اعمال و داستانها و موعظهها تسامح میشود و حتی به روایات ضعیف در این موضوعات، به دید قبول نگریسته میشود.
گفتنی است بسیاری از فقیهان معاصر این قاعده را نپذیرفتهاند و مفهوم روایت را تنها اعطای ثواب و تفضل الهی میدانند و حکم استحباب را نیز همچون سایر احکام الهی جای تسامح نمیدانند.
بازگشت
26. رابطه حدیث و فقه چیست؟
تمامی مسلمانان به اتفاق، سنّت را دومین منبع برای استنباط احکام شرعی و فقهی میدانند. از دیدگاه فقیهان، حدیث ـ کلام و کردار و تقریر معصوم ـ نقش اساسی در شناخت احکام شرعی دارد، چه آنکه مسائل فقهی را به صورت کلی به دو دستۀ منصوص و غیرمنصوص تقسیم میکنند.
در بخش منصوص غالباً مسائلی مطرح است که به گونهای در روایات بیان شده است و در مسائل غیر منصوص نیز مبنای استنباط احکام، اصول و قواعدی است که در بسیاری از موارد از روایات برگرفته شدهاند. بر این اساس حدیث به سه شکل در فقه شیعه کاربرد دارد:
1ـ بهصورت مستقیم دلالت بر حکم شرعی میکند.
2ـ در مسائل غیرمنصوص مستند قاعدۀ اصولی برای استنباط حکم است.
3ـ مستند بسیاری از قواعد فقهی است که در ابواب مختلف فقه به کار میروند.
بنابراین کارکرد فقیهان در حوزۀ حدیث، إعمال دقت و توان خودشان در شناخت اعتبار حدیث و پس از آن دقت در محتوای آن ـ یعنی فقه الحدیث ـ میباشد.
بخش مهمی از مباحث اصول فقه اختصاص به مباحث الفاظ دارد که شیوههای مختلف دلالت نصوص و روایات و شیوۀ استفاده از آنها را تبیین مینماید. با توجه به این نقش مهم برای حدیث در فقه شیعه است که در مقدمات و شرایط اجتهاد، غالب علوم و دانشهایی که در حوزۀ تعیین اعتبار و شیوۀ دقیقتر استفاده از روایات مؤثر هستند، بر شمرده شدهاند.
جمعی از عالمان شیعی در استناد به حدیث در فقه و بهرهگیری از آن، به افراط گرائیدهاند. ایشان ارزشیابی احادیث موجود در جوامع روایی چهارگانۀ شیعی را لازم نمیدانند و در پذیرش روایات نوعی تسامح را اعمال میکنند. این گروه بهعنوان اخباری شناخته شدهاند و در مسائل غیرمنصوص غالباً احتیاط را لازم میدانند. در میان اهل سنّت نیز گروهی که حشویّه نامیده میشوند ـ و خود آنها نیز مذاهبی دارند ـ این اعتقاد را داشته و دارند. از دیدگاه اخباریان و حشویه، اساس شریعت و فقه ـ و بلکه دین ـ را قرآن و حدیث تشکیل میدهد و راه رسیدن به علم قرآن نیز روایات ناظر به آن است. از این رو تنها تمسک به اخبار را در شناخت دین و شریعت اساس قرار دادهاند.
بازگشت
27. کلام نقلی چیست؟
علم کلام دانشی است که دربارۀ اعتقادات دینی، به شیوۀ عقلی ـ نقلی بحث میکند و به تبیین و اثبات عقاید دینی میپردازد و ضمن پاسخگویـی به شبهات و اعتراضـات مخالفـان از این عقاید دفاع میکند.
این علم در میان پیروان ادیان مختلف وجود داشته است، امّا تنها در میان مسلمانان نام کلام بر این علم نهاده شده است. هر چند سرآغاز اندیشهها و فرقههای کلامی به سدۀ نخست هجری باز میگردد، امّا تعبیر «علم کلام» در سدۀ دوم رایج بوده است.
از آنجا که در علم کلام از دو روش عقلی و روش نقلی استفاده میشود، گاه این علم را به دو قسمت کلام عقلی و کلام نقلی تقسیم میکنند. متکلمان، گزارههای اعتقادی را به دو بخش کلّی تقسیم میکنند: در بخش نخست عقایدی مانند وجود خدا و نبوّت پیامبران الهی قرار دارد. در این بخش از روش عقلی استفاده میشود. بخش دوم شامل معارفی است که پس از اثبات خداوند و نبوّت خاصه پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) مطرح میشود. در این بخش گذشته از عقل، از نقل، یعنی آیات و احادیث، نیز میتوان بهره گرفت. مباحث دستۀ نخست و نیز استدلالهای عقلی که در اثبات گزارههای دسته دوم ارائه میشود، به کلام عقلی مشهور است و مباحث و دلایل نقلی در بخش دوّم، کلام نقلی نامیده میشوند.
بدینسان در کلام نقلی به استنباط معارف موجود در کتاب و سنّت، تبیین و تنظیم این معارف و اثباث انتساب این معارف به قرآن و احادیث پرداخته میشود و حاصل آن مجموعهای منسجم و هماهنگ از عقاید روش اسلامی است. مهمترین آثاری که در کلام نقلی نگاشته شده عبارتاند از: اعتقادات شیخ صدوق و اعتقادات علامۀ مجلسی.
بازگشت
28. رابطۀ حدیث و سیرۀ معصومان را بیان کنید.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) اسوه و سرمشق مسلماناناند. شناخت زندگی آنان و فهم ویژگیها، اقوال، افعال، عمل و عکسالعملهای آنان در شرایط مختلف و با افراد مختلف و... برای ما لازم و ضروری است. بدیهی است تمامی اقوال و افعال از طرق مطمئن و قابل اعتماد باید اخذ گردند. از اینرو احادیث بهترین طریق برای دستیابی به سیرۀ معصومان (علیهم السلام) است.
محدثان بزرگوار از آغاز بعثت تا انجام غیبت صغری، سعی در گردآوری و نقل اقـوال و افعـال ائمه (علیهم السلام) داشتهاند. این همه در جوامع حدیثی یا تک نگاریهایی دربارۀ معصومان (علیهم السلام) گزارش شده است. اهمیت و تأثیرگذاری سیرۀ معصومان (علیهم السلام) کمتر از احکام فقهی نیست. بنابراین همانگونه که احادیث فقهی مورد دقت و توجه قرار میگیرند، احادیث تاریخی نیز باید مورد تأمل و توجه قرار گیرد. بسیاری از محدثان و مورخان احادیث مربوط به سیرۀ معصومان را گردآوری کردهاند. کتابهای عیون اخبار الرضا (شیخ صدوق)، الإرشاد (شیخ مفید)، أعلام الوری (شیخ طبرسی)، مناقب (ابن شهرآشوب) و کشف الغمهّ (اربلی) از این گروه هستند.
جامعترین اثری که زندگی ائمه (علیهم السلام) را از متون حدیثی و تاریخی گردآوری کرده است کتاب بحار الانوار است. مجلدات 11 تا 53 این مجموعۀ سترگ به زندگی پیامبران و ائمه (علیهم السلام) پرداخته است.
بازگشت
29. رابطۀ حدیث و روانشناسی را بیان کنید.
در میان روایات اهل بیت (علیهم السلام) احادیثی وجود دارد که به برخی از ویژگیهای روانشناختی انسان یا برخی صفات، رفتار و کشانندههای روانی او نظر دارد. این روایات در چند دسته طبقهبندی میشوند:
الف) تبیین ماهیت ابعاد روان انسان.
ب) توصیف ویژگیها.
ج) ارزشگذاری.
د) کنترل، درمان یا پیشگیری.
از اینرو روانشناسی و حدیث میتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. بدین شکل که روانشناسی، موضوعات و فرضیههای خود را از موضوعات حدیثی وام بگیرد، مانند«رابطۀ توکل به خدا و مقاومت در برابر استرسها» یا «رابطۀ صله رحم و دلبستگی» و....
همچنین روانشناسی میتواند فرایند فهم و استنباط احادیث را با طرح مسائل و مشکلات جدید، به سوی حرکت تکاملی سوق دهد، چراکه تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد نکاتی در روایات وجود دارد، که در شرایط عادی و ذهن بیپرسش، نمیتوان به ظرایف و نکتههای لطیف روایت دست یافت، در صورتی که اگر پرسشگرانه به این احادیث نگریسته شود، میتوان استفادههای فراوانتری از آنها برد.
بازگشت
30. احادیث پزشکی چه نوع احادیثی هستند؟
نظر به نقش شایانی که «سلامت جسم و روان» در رشد و تکامل مادی و معنوی جوامع انسانی ایفا میکند، دانش پزشکی در آموزههای دینی ما جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. تألیف کتابهایی با عنوان طب النبی (صلی الله علیه و آله)، طب الامام الصادق (علیه السلام)، طب الامام الرضا (علیه السلام) و دهها کتاب دیگر مؤید همین ادعاست. تغذیۀ سالم, چگونگی و میزان غذاخوردن, خواص خوراکیها, بررسی دستگاههای مختلف بدن و شناساندن عوامل اصلی بیماریزا در هر یک, بهداشت و راههای پیشگیری از آن بیماریها, شیوۀ درمان و نیز معرفی داروهای طبیعی مناسب از جمله مباحث طرح شده در روایات اسلامی است.
فراتر از تألیف کتابهایی که بتواند این گنجینه ارزشمند را در قالب دستهبندی و تنظیمی نوین به دانشپژوهان عرضه کند ـکاری که هماکنون از سوی برخی پژوهشگران حوزۀ حدیث در حال انجام استـ انضمام یافتههای تجربی محققانِ عرصۀ پزشکی به این مجموعه، میتواند فروزندگی سخنان گهربار معصومین (علیه السلام) را چشمگیرتر نماید. تلاشی که تاکنون کمتر به وقوع پیوسته است.
بازگشت
31. تفاسیر روایی چه نوع تفاسیری هستند؟
از جمله تأثیرات قرآن بر گسترش دانش و فرهنگ در میان مسلمانان, کوشش و تکاپویی بوده است که آنان برای فهم معارف این معجزۀ جاودانه از خود نشان میدادند. همین امر انگیزهای بود تا کسانی که سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دربارۀ عدم جدایی اهل بیت و قرآن با گوش جان شنیده بودند, برای نیل به این مقصود به امامان معصوم (علیهم السلام) روی آورند و پاسخ پرسشهای قرآنی خود را از آن حضرات بخواهند.
مجموع پاسخهای امامان به تشنگان معارف قرآن و نیز سخنرانی که خود در مناسبتهای مختلف به قصد تبیین مفاهیم ثقل اکبر به یاران خود میفرمودند, بخش گستردهای از میراث حدیثی ما را تشکیل میدهند. از سوی دیگر جهاد فرهنگی محدثان برای گردآوری و تبویب نظاممند احادیث عموماً و روایات تفسیری خصوصاً, که از عصر امامان آغاز شده بود, آثار و تألیفات گرانسنگی برای پسینیان به یادگار گذارد که تحت عناوین تفسیر مأثور یا تفسیر روایی شهرت یافتند. مهمترین این تفاسیر عبارتاند از:
1. تفسیر أبان بن تغلب از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهما السلام), متوفای 141ق.
2. تفسیر علی بن مهزیار اهوازی, از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی (علیهم السلام).
3. تفسیر عیاشی سمرقندی, متوفای اواخر قرن سوم.
4. تفسیر علی بن ابراهیم قمی, متوفای اوایل قرن چهارم.
5. تفسیر الصافی, ملا محسن فیض کاشانی, متوفای1091.
6. تفسیر البرهان, سید هاشم حسینی بحرانی, متوفای1107ق.
7. تفسیر نور الثقلین, عبد علی بن جمعه حویزی, متوفای1112.
روایات تفسیری, برخی در تبیین معانی آیات قرآنی وارد شده که در معنای اصطلاحی تفسیر است و برخی نیز در تأویل و تعیین مصادیق آیات وارد شده است. براساس روایات تأویلی, مراد آیات قرآنی بیان شده است.
بازگشت
32. در مورد تفسیر امام حسن عسگری (علیه السلام) توضیح دهید.
تفسیر روایی معروف به «تفسیر امام حسن عسگری (علیه السلام)» از جمله آثار منسوب به امامان است. به گفتۀ موافقان کتاب, این میراث حدیثی املای امام حسن عسگری علیه السلام است که در مدت هفت سال برای دو تن از شیعیان به نامهای ابویعقوب یوسف بن محمد بن زیاد و ابوالحسن علی بن محمد بن یسار املا کرده است و شیخ صدوق آن را به واسطۀ محمد بن قاسم استرآبادی از این دو, روایت کرده است. این اثر تنها روایات تفسیری ذیل سوره حمد و بقره را در بر دارد و مجموع آنها در یک جلد به چاپ رسیده است.
مهمترین موضوع دربارۀ این تفسیر، صحت یا عدم صحت انتساب آن به امام عسگری (علیه السلام) است, که از دیرباز مورد اختلاف عالمان بوده است. برخی, از مجموع روایات این کتاب, تنها روایاتی را مقبول میدانند که به وسیلۀ دیگر روایات تأیید شده باشند.
بازگشت
33. حدیث سلسلة الذهب چه حدیثی است؟
در تاریخ تدوین حدیث پارهای از احادیث با نامی خاص شهرت یافتهاند. از جملۀ این احادیث, حدیث «سلسلة الذهب» است. این حدیث از امام رضا (علیه السلام) از پدرانش (علیهم السلام) از امیرمؤمنان (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل روایت شده, که به جهت شرافت سند به این نام نامیده شده است. این حدیث از جمله در کتاب توحید صدوق آمده و چکیدۀ آن چنین است: هنگامی که امام رضا (علیه السلام) در راه عزیمت به طوس به نیشابور رسیدند، محدثان این شهر از آن حضرت خواستند که برای آنها حدیثی بگوید. حضرت در پاسخ آنها فرمودند: « ... خداوند میفرماید: «لااله إلا الله» دژ من است, هر که به دژ من در آید از عذاب من ایمنی مییابد.» سپس در ادامه فرمود: «به شروط آن و من از جمله شروط آنم.»
بازگشت
34. حدیث اربعمأة چیست؟
حدیث اربعمأة (پندهای چهارصدگانه) عنوانی است برای حدیثی منقول از امیر مؤمنان (علیه السلام) که آن حضرت در یک مجلس برای گروهی از یاران خود بیان فرمود.
این حدیث بیانگر وجوهی از روابط آدمی با خود, خدا و اجتماع است، از نهاد خانواده ـ پدر, مادر, همسر و فرزندان ـ گرفته تا دیگر نهادهای اجتماعی. همچنین این حدیث مجموعهای از آداب و سنتهای دینی را از حجامت گرفته تا آماده شدن انسان برای سفر آخرت, در بر دارد.
این حدیث شریف در برخی کتب از جمله: خصال صدوق, با احادیث صدگانه و مافوق آن, حدیث دهم و تحف العقول, باب روایات امیر مؤمنان (علیه السلام)، آمده است. برخی از مضامین این حدیث چنین است: «السواک مرضاة للرّب و مطیبة للفم: مسواک کردن مایۀ خشنودی پروردگار و خوشبو کنندۀ دهان است.»
«قیامُ الَّیل مصحّة للبدن و رضی للرّب: عبادت شبانه سبب تن درستی و خشنودی پروردگار است.»
«ادّوا الامانات ولو إلی قتلة الأنبیاء: امانت را به صاحبش برگردانید اگرچه قاتل پیامبر باشد.»
«تزاوروا و تعاطفو و تبادلوا: به دیدار یکدیگر بروید، باهم مهربان باشید و به یکدیگر ببخشید.»
بازگشت
35. صحیفۀ علویه چیست؟
در این کتاب دعاهای مشهور حضرت علی (علیه السلام) جمعآوری شده است. گردآورندۀ این اثر شیخ عبدالله فرزند شیخ صالح سماهیجی (م 1135ق) است. وی علاوه بر این کتاب چند اثر دیگر در حدیث و علوم حدیث و فقه دارد، ولی هیچ یک از آثار سماهیجی به اندازۀ علویه شهرت نیافته است.
سماهیجی در این کتاب دعاهایی از امام علی (علیه السلام) گردآورده که در کتابهای معتبر و مشهور موجود بوده است. او اسناد احادیث را حذف نموده و همچنین از ذکر نام مآخذ خود اجتناب کرده است. البته سماهیجی برای رفع این نقص، سند هر دعا را در حاشیه متذکر شده، ولی حواشی او در چاپهای این کتاب نیامده است. سماهیجی در این کتاب 156 دعا از امیر المؤمنین (علیه السلام) گرد آورده است.
امتیاز خاص کتاب صحیفۀ علویهّ بر دیگر کتابهای دعا در آن است که تا زمان سماهیجی، غیر از صحیفۀ امام سجاد (علیه السلام)، که مختص دعاهای ایشان است، کتابی مختص دعاهای یک امام در دست نبوده است و سایر کتابهای دعا، اغلب بر اساس اعمال ایام سال یا زیارات ائمه (علیهم السلام) از همۀ ایشان دعا نقل کردهاند؛ ولی سماهیجی در صحیفۀ علویّه، فقط دعاهای امام علی (علیه السلام) را گردآورده که تا آن زمان چنین شیوهای در میان علمای شیعه رایج نبوده است. گفتنی است صحیفۀ سجادیه از آنِ امام بوده است نه علمای شیعه.
صحیفۀ علویه بارها در ایران و سایر کشورها چاپ شده است و در طبع هیچ یک، نسخۀ معتبری اساس تصحیح نبوده است. همچنین چندین بار به فارسی ترجمه شده و تکـملههای متعددی بر آن نوشته شده است.
بازگشت
36. منظور از کتاب علی (علیه السلام) چیست؟
کهنترین مجموعۀ حدیثی، بلکه اوّلین تألیف نگاشته شده در جهان اسلام کتاب علی (علیه السلام) است که مولای متقیان حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) به خامۀ مبارک خود نگاشتند. از این مجموعه در روایتهای گوناگون به نام «کتاب علی» یا «جامعه» یاد شده و خصوصیات ذیل در توصیف آن بیان شده است:
1ـ کتاب علی (علیه السلام) مجموعهای گردآمده از احادیث به املای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در بیان احکام دین و تفسیر آیات توسط آن حضرت است.
2ـ این کتاب به شکل طومار و بالغ بر هفتاد ذراع بوده است.
3ـ در این کتاب کلیۀ احکام فقهی از طهارت تا دیات آمده و به جزئیترین فروع اشاره شده است.
4ـ در این کتاب افزون بر مطالب فقهی، اصول معارف و اخلاق آمده و نیز گویای اخبار ملاحم و فتن بوده است.
5ـ ائمۀ اطهار (علیهم السلام) از احکام این کتاب تبعیت نموده و از آن پیشی نمیگیرند و آن را نسخ نمیکنند.
6ـ کتاب علی (علیه السلام) در نزد جانشینان او یکی پس از دیگری بوده است، چنانکه روایات حاکی از وجود آن در نزد امام سجاد، امام جعفرصادق و امام موسی کاظم (علیهم السلام) موجود است.
بازگشت
37. در مورد نرمافزارهای حدیثی توضیح دهید.
نرمافزارهای حدیثی، نرمافزارهایی هستند که امکان دسترسی به متون منابع حدیث یا علوم مرتبط با حدیث را فراهم میسازند. نرمافزارهای حدیثی به معجمهای موضوعی و لفظی تقسیم میشوند: در گروه نخست از نمایههای موضوعی برای دسترسی به احادیث و متون موجود در برنامه کمک گرفته میشود و در گروه دوم با استفاده از عبارات و واژهها به متن دست مییابیم.
بیشتر نرمافزارهای موجود حدیثی از نوع دوماند. از اینرو سعی فراوان شده تا از بهترین روشها برای یافتن متون مورد نظر بهرهبرداری شود، مانند طراحی شیوههای جستجوی کارا و تعیین دامنههای جستجوی مناسب با متن برای جداسازی بخشهای مختلف منابع. معمولاً در این نوع نرمافزارها برای دسترسی به متن از دو شیوه استفاده میشود:
1ـ مستقیم: در این روش با استفاده از مشخصات متن و خصوصیات چاپ و نشر میتوان حدیث یا عبارت مورد نظر را مشاهده کرد، مانند شمارۀ حدیث، شمارۀ جلد و صفحه، استفاده از فهرست مطالب و....
2ـ جستجو: تنوع جستجو در نرمافزارهای حدیثی به گونهای است که پژوهشگران و کاربران این برنامهها برای استفاده از قابلیتهای ویژه نیازمند آموزش هستند، امّا به طور کلی انواع جستجو در آنها عبارت است از جستجوی کلمه، عبارت و ترکیبی. در برخی از نرمافزارها، قابلیت جستجوی ریشهای نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
طراحی و تکنیک تولید نرمافزارهای حدیثی همچنان در حال رشد است. امـــــروزه در عرصۀ طراحی نرمافزارهای حدیثی با دو رویکرد گسترش کمی و کیفی به طور همزمان مواجه هستیم: از یک سو تعداد کتب و میزان متونی که مورد بهرهبرداری قرار میگیرند رو به افزایش است و از سوی دیگر قابلیت سرعت و بهرهگیری از آخرین پیشرفتهای رایانهای امکانات ویژهای را فراهم آورده است.
بازگشت
38. منظور از نسخههای خطی چسیت؟
نسخههای خطی، اسناد و سابقۀ علمی و فرهنگی تمدن اسلامی به شمار میروند. در میان نسخههای خطی که امروزه به دست ما رسیده، قرآن کریم مقام نخست را دارد و کهنترین و زیباترین و نفیسترین نسخههای موجود متعلق به کتاب آسمانی قرآن کریم است.
پس از قرآن کریم، کتابهای حدیثی مهمترین نسخههای موجود هستند. دانشمندان اسلامی در تحریر این نسخهها و نگهداری آنها دقت و اهتمام بسیاری به خرج دادهاند. امروزه فقط در کتابخانههای ایران نسخههای فهرست شده حدود 25000 نسخۀ خطی حدیثی شناسایی شده است.
اغلب نسخههای حدیثی در حاشیه، علامت بلاغ دارند که نشانۀ مقابلۀ نسخه با نسخههای دیگر است. در برخی از آنها نیز نسخه بدل در حاشیه ضبط شده است. همچنین بیشتر این نسخهها مُعرَباند، یعنی احادیث آنها برای جلوگیری از خطا و تحریف اعرابگذاری شده است.
برای نمونه در فهرستهای منتشر شده، نسخههای خطی مربوط به چند کتاب مهم حدیثی شیعه عبارتاند از: نهج لبلاغه: 291 نسخه، صحیفۀ سجادیه: 774 نسخه، الکافی کلینی: 1130 نسخه، من لا یحضره الفقیه: 850 نسخه، تهذیب الأحکام: 724 نسخه، الاستبصار: 361 نسخه.
بازگشت
39. حدیث را تعریف کنید.
در اصطلاح محدثان به گفتار یا نوشتار معصوم یا حکایتگر سخن، کردار یا تقریر معصوم (پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت علیهم السلام)، «حدیث» و گاه «خبر» یا «روایت» گفته میشود. عالمان اهل سنّت «سیرۀ صحابه» را نیز در تعریف حدیث، دخالت دادهاند، چه، صحابه از نگاه آنان از جایگاهی ویژه برخوردارند.
حدیث به دلیل استناد به معصوم و وحیانی بودن محتوای آن حجت است. از سوی دیگر قرآن به مثابه قانون اساسی اسلام، بیشتر کلیات را بیان کرده و تبیین تفاصیل و جزئیات را به روایات واگذار کرده است، از این رو روایات پس از قرآن مهمترین منبع شناخت دین به شمار میآید. بدین جهت مسلمانان به تحمّل، ثبت و تدوین احادیث، بهرغم برخی فراز و نشیبها توجه کردند و مجموعههای حدیثی را شامل هزاران روایت در تمام موضوعات مورد نیاز دینداران فراهم آوردند. پس از آن دانشهای رجال، تاریخ حدیث، مصطلحات حدیث، فقه الحدیث و... برای حفظ، نشر، فهم و تبیین میراث روایی پدید آمد.
تدوین هزاران اثر حدیثی نشان میدهد که مسلمانان از آغاز تاکنون پس از قرآن، بیشتر به حدیث توجه کردهاند. در دوران معاصر نیز اندیشمندان مسلمان با نگاهی دوباره به میراث روایی، کوشش گستردهای را برای بهره جستن هر چه بیشتر از این منبع عظیم آغاز کردهاند و با تأسیس دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی حدیثی و... در این راه گامهای مؤثری برداشتند.
بازگشت
40. رابطۀ حدیث با قرآن را بیان کنید.
اگر قرآن را به مثابۀ قانون اساسی اسلام بدانیم، حدیث به منزلۀ لوایحی است که با توجه به قانون اساسی برای تبیین جزئیات و راهکارهای عملی آن تصویب میشود. همانگونه که لوایح، در کنار قانون اساسی، نشانگر نگرشهای بنیادین یک نظام سیاسی است، مجموعۀ قرآن و روایات نیز بیانگر نظرگاههای دین در عرصههای مختلف زندگی است. همانگونه که منشاء اعتبار لفظی و محتوایی قرآن اعتبار وحی است، روایات نیز اعتبار محتوایی خود را از وحی وام میگیرد، بدین جهت میان آنان هماهنگی برقرار است و هیچگاه یکدیگر را نقض نمیکنند. از اینرو گفته شده است که حدیثِ مخالف قرآن، مردود است و قطعاً از معصوم صادر نشده است، اما حدیث میتواند به صورت تخصیص، تقیید، حکومت، ورود و ... در قرآن تأثیر گذارد، چه، از این امور به عنوان جمع عرفی میان کتاب و سنّت و نه تناقض یاد میشود.
بازگشت
41. تدوین حدیث در چه زمانی صورت گرفت؟
ثبت و نگارش روایات به عنوان دومین منبع شناخت دین از امور مورد توجه پیشوایان دینی بوده است و در عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) شماری از مجموعههای روایی همچون صحیفۀ امام علی (علیه السلام) و کتاب علی (علیه السلام) فراهم آمد.
پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نگارش و حتی نقل روایات به مدت یک قرن، تا عصر عمر بن عبدالعزیز، با منع شدید خلفا مواجه شد. عالمان اهل سنت این منع را ناشی از نهی پیامبر (صلی الله علیه و آله) از کتابت حدیث، امکان خلط حدیث با قرآن، رویکرد مردم به احادیث به جای قرآن و .. دانستهاند. اما عالمان شیعه ضمن پاسخ گفتن به این توجیهات، انگیزۀ منع را دستیابی به اهداف سیاسی به منظور مقابله با مکتب اهل بیت (علیهم السلام) ارزیابی کردهاند. از دست رفتن بخش عظیمی از میراث روایی و نفوذ روایاتِ برساخته، از نتایج تلخ این سیاست بوده است.
اهل بیت (علیهم السلام) به رغم منع حاکمان از تدوین حدیث، تمام کوشش خود را برای نشر احادیث و ثبت و ماندگاری آنها به کار بستند. فراهم آمدن «اصول اربعمأة»، کثرت روایات شیعه و نیز پیراسته بودن بیشتر این روایات در مقایسه با روایات اهل سنّت، گواه این سخن است. پس از گذار از این دوران و انتشار احادیث، کار تدوین احادیث در قرن دوم و تصنیف و تبویب آن در قالب جوامع روایی از قرن سوم هجری آغاز شد. کتب اربعۀ شیعه و صحاح ستّۀ اهل سنت از این قرن به بعد پدیدار شده است.
بازگشت
42. منظور ازکلمات قصار چیست؟
برخی از عبارات با وجود کوتاهی دنیایی از مفهوم را در بر دارند. به این عبارات، که گاه به دلیل رسایی و زیبایی به عنوان مَثَل از آنها استفاده میشود، «کلمات قصار» گفته میشود. کلمات قصار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) بسیار است، کتابهای «الجامع الصغیر» و «نهج الفصاحه» در بر دارندۀ نمونههایی از سخنان کوتاه و گهربار پیامبر گرامی اسلام است.
کلمات کوتاه امیر بیان حضرت علی (علیه السلام) در برخی مجموعههای حدیثی گرد آمده است. «جاحظ» از نخسین کسانی است که صد کلمۀ نــعز از کلمات آن حضرت را در دفتری گرد آورده است. او میگوید: هر کلمه در بردارندۀ هزار کلمۀ نیکوی عرب است. «شریف رضی» در بخش سوم از بخشهای سهگانۀ نهج البلاغه، حدود پانصد کلمۀ قصار را گردآورده است. قاضی قضاعی دسُتورُ مَعالِمِ الحِکَم وَ مأثُورُ مَکارِمِ الشَّیَم، عبدالواحد آمدی غُرر َالحِکَم و دُرَر الَکَلِم، واسطی عُیوُن الحِکمَ و َالمَواعِظ و طبرسی نَثر ُاللاّلی را در تنظیم و ترتیب کلمات قصار آن حضرت سامان دادهاند. آهنگ کلی این کلمات، بیان نصیحت و اندرز و تشویق به اکتساب فضایل اخلاقی و اجتناب از فرو افتادن در رذایل اخلاقی است.
بازگشت
43. در مورد «چهل حدیث» نویسی توضیح دهید.
نگارش «اربعینحدیث» از قرنهای نخستین تاریخ اسلام آغاز شده است. این سنّت برخاسته از این فرمایش پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) است: «مَن حَفِظَ مِن اُمَّتی اَربَعینَ حَدیثاً مِمّا یَحتاجُونَ اِلِیهِ مِن اَمرِ دینِهِم، بَعَثَهُ اللهُ یَومَ القیامَةِ فَقیهاً عالِماً: هرکه از امت من چهل حدیث را که در کار دین به آن نیاز میافتد حفظ کند، خدای متعال او را در روز قیامت فقیه و عالم محشور می کند.»
دانشمندان مسلمان بر مبنای حدیث فوق، نگارش چهل حدیث را به عنوان یکی از راهکارهای ترویج کلمات گهربار معصومان (علیهم السلام) مدّ نظر خود قرار دادند و صدها «اربعین حدیث» را در دهها موضوع متنوع عرفانی، اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی، عبادی و... از خود به یادگار گذاشتند. برای نمونه تنها در موضوع فضایل و مناقب حضرت علی (علیه السلام) حدود هفتاد رسالۀ «چهل حدیث» تألیف شده است.
از مجموعۀ «اربعین»های نگاشته شده، به عنوان «اربعونیات» یا «اربعینیات» یاد میشود. بنا به قولی عبدالله بن مبارک (م 181ق) از نخستین تدوین کنندگان اربعین بوده است. پس از او جماعت بسیاری از عالمان, «اربعین» تألیف کردهاند، از جمله فضلالله بن علی راوندی, منتجبالدین رازی, ابن شهرآشوب مازندرانی, شهید اوّل و شهید ثانی, شیخ بهایی و پدرش, علامۀ مجلسی و پدرش, قاضی سعید قمی و حضرت امام خمینی (ره).
برخی «اربعین»ها همراه با ترجمه یا شرح حدیث است و در مواردی مضمون حدیث توسط شاعران خوش ذوق به نظم کشیده شده است. برخی «اربعین» نویسان چهل حدیث را از چهل استاد مختلف در یک رساله گردآورده, کتاب خود را «الاربعین عن الاربعین من الاربعین» نام نهادهاند.
بازگشت
44. حدیث صحیح را تعریف کنید.
از نظر محدثان شیعه حدیثی صحیح است که اولاً: تمامی سلسلۀ سند آن تا معصوم متصل باشد، ثانیاً: راویان آن در تمام طبقات دارای دو ویژگی وثاقت و امامی بودن باشند.
روایت صحیح در میان انواع روایات در عالیترین درجۀ اعتبار و حجیت قرار دارد و با کاسته شدن هر یک از ارکان دوگانه, از میزان اعتبار آن کاسته میشود, از این رو همگان در پذیرش حدیث صحیح اتفاق نظر دارند، مگر آنکه, جدای از صحت سند از نظر متنی با معیارهای پذیرفته شده, همچون قرآن, مخالفت داشته باشد و به هیچ صورت قابل جمع نباشد.
بازگشت
45. حدیث حَسَن را تعریف کنید.
«حَسَن» حدیثی است که واجد دو رکن حدیث صحیح است, جز آنکه در میان سلسلۀ راویان فرد یا افرادی وجود دارند که به وثاقت آنان تصریح نشده و تنها مدح و ستایشی در حق آنان رسیده است. از این جهت, حدیث حسن از نظر اعتبار پس از روایت صحیح قرار دارد.
بازگشت
46. حدیث موثَّق را تعریف کنید.
«موثَّق» حدیثی است که به استثنای شرط امامی بودن, راویان آن برخوردار از دو رکن پیش گفته در حدیث باشند. بنابراین اگر روایتی به معصوم متصل باشد و با وجود وثاقت همۀ راویان فرد یا افرادی از آنها شیعه دوازده امامی نباشند موثق خواهد بود. حدیث موثق از جهت اعتبار پس از حدیث صحیح و حسن در رتبۀ سوم قرار دارد.
بازگشت
47. حدیث ضعیف را تعریف کنید.
به حدیثی «ضعیف» میگویند که هیچ یک از تعریفهای اقسام پیش گفته یعنی صحیح, حسن و موثق بر آن منطبق نباشد. به عبارت روشنتر حدیثی که سلسلۀ سند آن فاقد اتصال باشد یا راویان آن افراد مجهول الحال یا فاسق و دروغگو باشند, حدیث ضعیف خواهد بود.
همۀ محدثان حدیث ضعیف را مردود و مفاد آن را غیر قابل استناد میدانند. حدیث ضعیف خود دارای انواع گوناگونی همچون موقوف, مقطوع, مرفوع, مُرسَل, مجعول و ... است. به گونهای که بیشتر تقسیمات حدیث در «مصطلح الحدیث» ناظر به گونههای حدیث ضعیف است.
بازگشت
48. منظور از کتب اربعه چیست؟
«کتب اربعه» یا «اصول اربعه» عنوان چهار کتاب مهم حدیثی شیعه است. از این کتابها در اصطلاح عالمان متأخر با عنوان «جوامع حدیثی متقدم» نیز یاد شده است. این چهار کتاب عبارتاند از:
1. الکافی, تألیف محمد بن یعقوب کلینی (متوفای 329ق).
2. من لا یحفره الفقیه, تألیف محمد بن علی بن بابویه, معروف به شیخ صدوق (م 381ق).
3و4. تهذیب الاحکام و الاستبصار فیما اختلف من الأخبار, تألیف محمد بن حسن طوسی, معروف به شیخ الطائفه (م 460ق).
این کتابها شامل 46775 حدیث است که کافی با 18543 حدیث, مفصلترین و استبصار با 6437 حدیث مختصرترین آنها است.
نزدیکی دوران مؤلفان این چهار کتاب به عصر ائمه, شخصیت علمی و آگاهی گستردۀ آنان از احادیث, شیوه تبویب و جامعیت کتابهای فراهم آمده, در مقایسه با سایر آثار روایی ارزش و اعتباری ویژه به آنها بخشیده است, به گونهای که عالمان شیعه از آغاز تاکنون شروح بسیاری بر آنها نوشتهاند.
بازگشت
49. جوامع ثانویه را نام برده و تعریف کنید.
«جوامع ثانویه» یا «جوامع حدیثی متأخر» عنوانی است که به سه کتاب حدیثی زیر اطلاق میشود:
1. الوافی, تألیف محمدمحسن فیض کاشانی (م 1091ق).
2. وسائل الشیعه, تألیف محمد بن حسن حُرّ عاملی (م 1104ق).
3. بحار الانوار, تألیف محمدباقر بن محمد تقی مجلسی (م 1111ق).
ویژگی مشترک این کتابها این است که هر سه از مجموعۀ چند کتاب حدیثی فراهم آمده است.
الوافی در بر گیرندۀ روایات کتب اربعه است. مؤلف ضمن حذف روایات مکرر در ذیل روایات نیازمند شرح, توضیحاتی سودمند آورده است. 28 جلد از این کتاب تاکنون به چاپ رسیده است.
وسائل الشیعه مشتمل بر احادیث فقهی است و در آن علاوه بر احادیث کتب اربعه, از سایر کتابهای حدیثی نیز احادیثی آمده و مؤلف در ذیل پارهای از احادیث توضیحاتی آورده است. این کتاب در تصحیح جدید در 30 جلد به چاپ رسیده است.
بحار الانوار که مفصلترین و جامعترین کتاب حدیثی شیعه محسوب میشود, از مجموع دهها کتاب حدیثی فراهم آمده است. مؤلف آن در بسیاری از موارد توضیحاتی روشنگر تحت عنوان «بیان» در ذیل حدیث آورده است. این کتاب عظیم احادیث اعتقادی, فقهی, اخلاقی, آداب و سنن تاریخ, جهانشناسی و ... را در بر دارد و در 110 جلد به چاپ رسیده است.
بازگشت
50. مهمترین کتاب حدیثی شیعه چه کتابی است؟
مهمترین کتاب حدیثی شیعه الکافی تألیف محمد بن یعقوب کلینی رازی (م 329ق) است. این کتاب شامل سه بخش اصول, فروع و روضه است. بخش «اصول» احادیث اعتقادی و اخلاقی را در خود جای داده است. فروع کافی متضمن احادیث فقهی و روضه, جُنگی است که احادیث تاریخی, تفسیری, احتجاجات, خطب و رسائل را در برگرفته است. شمار روایات کافی 18543 است. مؤلف روایات را در بیست سال از کتب مشهور در عصر خود گرد آورده است.
برخی از ویژگیهای کافی عبارت است از:
1. همزمانی تألیف آن با دوران غیبت صغری.
2. برخورداری از احادیث اعتقادی, اخلاقی و فقهی.
3. ابتکار و نوآوری مؤلف در تبویب روشمند کتاب و روایات هر باب.
این میراث ماندگار از زمان تألیف تاکنون مورد توجه عالمان بوده است. مجموعۀ شروح، حواشی و ترجمههای آن به بیش از چهل اثر میرسد.
بازگشت
51. بزرگترین کتاب حدیثی شیعه را نام ببرید.
بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الاطهار در 110 جلد بزرگترین کتاب حدیثی شیعه است که میتوان آن را به مثابه کتابخانهای عظیم از میراث روایی شیعه دانست. این کتاب مهمترین اثر عالم بزرگ و محدث سختکوش محمدباقر مجلسی است که تألیف آن در چهل سال با یاری گروهی از شاگردان او به پایان رسید. هدف وی از این مجموعۀ حدیثی احیا و در امان نگاه داشتن آثار حدیثی شیعه از خطر نابودی و فراهم آوردن زمینۀ مناسب برای رویکردی جدید به معارف حدیثی بوده است. برخی از ویژگیهای بحار الانوار به شرح زیر است:
1. جامع بودن: این اثر حوزههای معارف دینی اعم از عقاید، تاریخ، جهان شناسی، اخلاق و فقه را دربر دارد.
2. ارائۀ آیات مرتبط با موضوع هر باب در آغاز هر باب.
3. ارائۀ توضیحات سودمند تحت عنوان «بیان» در ذیل برخی روایات.
4. مؤلف، احادیث را از نسخههای صحیحی که آنها را از کتابخانه های اقصی نقاط کشورهای اسلامی گردآورده بود نقل کرده است.
5. در بر داشتن اصول و کتابهایی که تنها از همین طریق به ما رسیدهاند.
6. گنجاندن هجده رسالۀ مستقل در آن.
مرحوم مجلسی برای تألیف این کتاب از صدها کتاب حدیثی، تفسیری، ادبی، تاریخی و ... استفاده کرده است که رقم آنها به بیش از 600 جلد میرسد.
بازگشت
52. منظور از صِحاح ستّه چیست؟
به شش عنوان از کتابهای حدیثی اهل سنت، از این جهت که روایات آنها در مقایسه با سایر جوامع حدیثی از اعتبار و سندیّت بیشتری برخوردارند «صِحاح ستّه» اطلاق شده است که به ترتیب زمان تألیف عبارتاند از:
1. صحیح بخاری، تألیف محمد بن اسمائیل بخاری (م 256ق).
2. صحیح مسلم، تألیف مسلم بن حجّاج قشیری نیشابوری (م 261ق).
3. سنن ابن ماجَه، تألیف محمد بن یزید بن ماجَه قزوینی (م 273ق).
4. سنن ابیداوود، تألیف سلیمان بن اشعث سجستانی (م 275ق).
5. سنن نسائی، تألیف احمد بن شعیب نسائی (م 303ق).
از آنجا که سنن ابنماجَه در نگاه برخی عالمان اهل سنت از نظر اعتبار و ارزش با پنج کتاب دیگر همتراز نیست، برخی به جای آن، مُوَطَّأ مالک بن انس (م 179ق) و برخی دیگر مُسنَد دارمی (م 255ق) را از صحاح ستّه بهشمار آوردهاند. به مجموعۀ کتابهای ششگانۀ یاد شده, بهعلاوۀ موطّأ مالک و مسند دارمی و مسند احمد بن حنبل (م 241ق), «جوامع حدیثی اولیۀ اهل سنت» یا «کتب تسعه» اطلاق شده است.
بازگشت
53. نهج البلاغه چه کتابی است؟
نهج البلاغه (به معنای راه رسا سخنگفتن, یا روش بجا سخنگفتن) نامی است که سید رضی (م 496ق) به مجموعهای که خود از سخنان مولای متقیان علی (علیه السلام) گردآورده, نهاده است. نهج البلاغه کتابی است که در برگیرندۀ حکمتهای متعالی, مواعظ نورانی, نظام تربیتی, آیین حکومتداری, سنتهای تاریخی و عرفان حقیقی است. این کتاب صحیفهای است برای ساختن فرد و جامعه و منبعی است برای شناخت معارف دینی.
این کتاب در سه بخش فراهم آمده است:
1. خطبهها و کلمات امیرالمؤمنین که شامل 241 خطبه و کلام است. طولانیترین خطبه، خطبۀ 192 با عنوان «قاصعه» است.
2. نامهها شامل 79 نامه, وصیت, سفارش, فرمان, دعا و پیماننامه است. فرمان امام (علیه السلام) به مالک اشتر بلندترین فراز این بخش است.
3. حکمتها که شامل 480 جملۀ کوتاه حکمتآمیز است. حکمت شماره 147 با حدود 2 صفحه بلندترین حکمت به شمار می رود.
اندیشهوران شیعه و اهل سنت از دیرباز به نهج البلاغه توجه داشتهاند و آن را موضوع کارهای علمی گرانسنگی از قبیل شرحنویسی, تصحیح, مستندسازی گفتار امام (علیه السلام), استدراک بخشهای دیگر سخنان امام (علیه السلام) و ترجمه قرار دادهاند. از میان شرحهای مهم نهج لبلاغه میتوان از شرح ابن ابیالحدید, شرح ابنمیثم بحرانی, شرح علّامۀ خویی, و از میان ترجمههای رایج میتوان از ترجمۀ دکتر جعفر شهیدی, آیتی و فیض الاسلام نام برد.
بازگشت
54. صحیفۀ سجادیه چه کتابی است؟
«صحیفۀ سجادیه» که به آن «زبور آل محمد» و «انجیل اهل بیت» نیز میگویند, مجموعهای از دعاهای امام سجاد (علیه السلام) است که به وسیلۀ آن حضرت انشاء و توسط امام باقر (علیه اسلام) و زید بن علی نگارش یافته است. در این اثر گرانسنگ, خواننده در لابهلای دعاها با دریایی از معارف دینی و مسائل سیاسی و اجتماعی روبهرو است. صحیفۀ سجادیه در اصل در بر گیرندۀ هفتاد و پنج دعا بوده است, امّا متأسفانه تنها پنجاه و چهار دعا در صحیفههای موجود به دست ما رسیده است.
برخی محدثان با گردآوری شمار دیگری از دعاهای امام سجاد (علیه السلام) عدد دعاها را دوباره به هفتاد و پنج رساندهاند و مجموعههای جدیدی را پدید آوردهاند که عبارتاند از:
1. صحیفۀ سجادیۀ ثانیه، محمد بن حسن حرّ عاملی (م 1104ق).
2. صحیفۀ سجادیۀ ثالثه، میرزا عبدالله افندی (م 1130ق).
3. صحیفۀ سجادیۀ رابعه، میرزا حسین نوری (م 1320ق).
4. صحیفۀ سجادیۀ خامسه، سید محسن امین (م 1372ق).
5. صحیفه سجادیۀ سادسه، محمدصالح مازندرانی (م 1350ش).
جامعترین صحیفۀ سجادیه، صحیفۀ سجادیۀ کامله است که توسط آیة الله سید محمدعلی ابطحی فراهم آمده و مجموع کتابهای پیشین است. گفتنی است تا کنون شرح و تعلیقههای بسیاری بر صحیفۀ سجادیه نگاشته شده و نیز ترجمههای متعددی از آن فراهم آمده است.
بازگشت
55. درمورد معجمهای کتب حدیثی توضیح دهید.
کتابهایی که در بر گیرندۀ الفاظ و مفردات احادیث, به ترتیب حروف الفبا باشند «معجم» نامیده میشود. تاکنون معجمهای لفظی متعددی برای کتابهای حدیثی تدوین شده است که برخی از آنها عبارتاند از:
1. المعجم المفهرس لألفاظ احادیث الکتب الأربعه, بحار الانوار, وسائل و مستدرک الوسائل, زیر نظر علیرضا برازش.
2. المعجم المفهرس لألفاظ احادیث بحار الانوار, مرکز پژوهشهای اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی.
بازگشت
56. سند حدیث را تعریف کنید.
حدیث مشتمل بر دو بخش است:
الف) متن حدیث که کلام معصومان (علیهم السلام) است.
ب) سند حدیث که مراد از آن سلسلۀ روایانی است که حدیث را از معصوم نقل کردهاند. از آن جهت آن را «سند» مینامند که تکیهگاه شنونده در اعتماد بر متن حدیث است.
بازگشت
57. اصول اربعمأة را تعریف کنید.
گروهی از اصحاب ائمه (علیهم السلام) از دوران حضرت امیر (علیه السلام) تا دوران امام حسن عسگری (علیه السلام), بهویژه در عصر امام باقر و صادق (علیهما السلام), روایات ائمه (علیهم السلام) را در مجموعههایی گردآوری کردهاند که بعدها آنها را «اصل» نامیدند. شمار این اصول به چهارصد میرسد و به همین دلیل آنها را اصطلاحاً «اصول اربعمأة» مینامند. بعدها از این مجموعههای روایی به عنوان دستمایههای اولیه برای تدوین کتب اربعۀ شیعه استفاده شد. نقل سخنان ائمه (علیه السلام), برنگرفتن از کتابهای روایی دیگر, اعتبار قابل توجه روایات آنها از نگاه محدثان و ... از جمله ویژگیهای «اصول اربعمأة» است.
بازگشت
58. خبر متواتر و واحد را تعریف کنید.
حدیثی متواتر است که شمار روایان آن در هر طبقه به حدی باشد که تبانی آنان بر جعل حدیث عادتاً محال باشد و افادۀ علم به صدور کند. شمار حدیث متواتر بسیار اندک و چنین حدیثی علمآور است.
خبر واحد حدیثی است که شمار روایان آن در همه یا در یکی از طبقات کمتر از حد تواتر باشد. خبر واحد علمآور نیست و تنها در صورتی که دارای سند معتبر باشد حجت است.
بازگشت
59. شروط راوی برای روایت چیست؟
عالمان و محدثان شرایطی را برای راوی لازم دانستهاند که از آن جمله است: اسلام، ایمان, بلوغ, عقل, عدالت یا وثاقت و ضابط بودن. روایت راوی تنها در صورت برخوردار بودن او از تمام این شرایط پذیرفته میشود و با فقدان همه یا یکی از آنها, روایت او معتبر نخواهد بود.
بازگشت
60. اصحاب اجماع چه کسانی هستند؟
گروهی از اصحاب ائمه (علیهم السلام), به دلیل ملازمت پیوسته با اهل بیت (علیهم السلام), فراوانی نقل روایات، برخورداری از عدالت و ستایشِ اهل بیت (علیهم السلام) و ... از چنان جایگاه بلندی برخوردار شدهاند که عالمان و محدثان شیعه, یِک صدا روایاتی را که از نام آنان در طریق آنها یاد شده معتبر و پذیرفتنی میدانند. این روایان که «اصحاب اجماع» نامیده میشوند عبارتاند از:
1. زُرارة بن أعین.
2. معروف بن خَرَّبوذ.
3. بُرَید بن معاویۀ عجلی.
4. ابوبصیر اسدی (یا ابوبصیر مرادی).
5. فضیل بن یسار.
6. محمد بن مسلم طایی.
7. جمیل بن درّاج.
8. عبدالله بن مُسکان.
9. عبدالله بن بُکیر.
10. حمّاد بن عثمان.
11. حمّاد بن عیسی.
12. أبان بن عثمان.
13. یونس بن عبدالرحمن.
14. صفوان بن یحیی سابری.
15. محمد بن أبیعمیر.
16. عبدالله مُغیرة.
17. حسن بن محبوب.
18. أحمد بن محمد بن ابینصر بزنطی.
شش نفر نخست از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهما السلام)، شش نفر دوم از اصحاب امام صادق (علیه السلام) و شش نفر سوم از اصحاب امام کاظم و امام رضا (علیهما السلام) هستند.
بازگشت
61. حدیث قدسی را تعریف کنید.
حدیث قدسی حدیثی است که مضمون آن در خواب یا بوسیلۀ الهام به پیامبر (صلی الله علیه و آله) القا شود و آن حضرت با لفظ خود آن را بیان کند. حدیث قدسی از این جهت که تنها از نظر مضمون به خداوند منسوب است و فاقد اعجاز است و در نماز به عنوان قرائت کاربرد ندارد، با قرآن متفاوت است.
حدیث قدسی با حدیث نبوی نیز تفاوت دارد، حدیث نبوی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت شده است، در حالی که حدیث قدسی از خداوند حکایت شده است. احادیث نبوی بخش قابل توجهی از میراث روایی فریقین را تشکیل میدهد که از طریق اهل بیت (علیهم السلام) یا صحابه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده است.
بازگشت
62. در مورد جعل حدیث توضیح دهید.
جعل حدیث و نسبت دادن سخن دروغ به معصوم (علیه السلام) از سوی معاندان و بیماردلان از مصایبی بوده که احادیث از دوران حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با آن روبهرو بوده است. امیر مؤمنان (علیه السلام) در روایتی فرمودهاند: «در زمان حیات پیامبر آنقدر به رسول خدا دروغ بستند که آن حضرت در خطبهای فرمود: ای مردم! دروغ بستن به من بسیار شده، هرکس که به عمد دروغ به من نسبت دهد باید در دوزخ جایگاهی برای خود فراهم آورد.» (خصال صدوق، ص255)»
جعل حدیث پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز با انگیزههای گوناگون دنبال شد که از این میان به دو عامل مؤثر میتوان اشاره کرد:
1. دشمنی حکومت اموی و عباسی با خاندان نبوت که به جعل احادیثی در فضیلت برخی از خلفا انجامید.
2. ظهور فرقههای فقهی و کلامی که برای اثبات عقیدۀ خود و انکار دیدگاه فرَق دیگر، گاه به جعل احادیث روی میآورند. ادامۀ این کژروی و گسترش روایاتِ برساخته، بنیانگذاریِ قواعدی را ضروری ساخت که به پدیدآمدن دو علم رجال و درایه انجامید.
بازگشت
63. نوادر را تعریف کنید.
«نوادر» به احادیثی گفته میشود که به دلیل پراکندگی محتوا در ذیل هیچیک از بابهای پیشبینی شده در کتابهای روایی قرار نمیگیرند، از اینرو معمولاً در پایان بابهای کتاب با عنوان «نوادر» آورده میشوند. گاه مراد از نوادر احادیثی است که راویی معتبر آنها را برخلاف روایات مشهور، از راویان دیگر نقل کرده است و گاه مراد از نوادر احادیثی است که کمتر روایت شده و کمتر به آنها عمل شده است.
برخی از محدثان با جمعآوری اینگونه احادیث، کتابهایی را تحت عنوان «نوادر» فراهم آوردهاند، مانند النوادر، تألیف فضل بن علی راوندی و نوادر الاخبار، تألیف محمدمحسن فیض کاشانی.
بازگشت
64. حدیث کسا چیست؟
از احادیث مشهور میان عامه و خاصه «حدیث کسا» است. این حدیث در کتابهای شیعه و اهل سنت به طُرُق و اسانید مختلف آمده و خاستگاه پیدایش اصطلاحاتی چون «اصحاب کسا»، «آل عبا» و ... شده است.
اصل حدیث چنین است: روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حضرت امیر، فاطمۀ زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام)، در منزل حضرت فاطمه (سلام الله علیها) یا اُمَّسَلَمِه گرد آمدند. پیامبر بالاپوشی بر سر خود و آن چهارتن افکند و چنین دعا کرد: «خدایا! اینان اهل بیت و نزدیکان من هستند، هر پلیدی را از ایشان بزدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک گردان.» پس از آن جبرئیل فرود آمد و آیۀ تطهیر (آیۀ سی و سوم سورۀ احزاب) را فرود آورد.
برخی از دانشمندان شیعه دربارۀ أسناد حدیث کسا و اثبات اعتبار آن رسالههایی فراهم آوردهاند و نیز شرحهایی بر آن نوشتهاند. همچنین شماری از شاعران نامدار عرب و فارس، مضمون حدیث کسا را به نظم درآوردهاند.
بازگشت
65. حدیث تشبیه چیست؟
از جمله فضائل امیر مؤمنان علی (علیه السلام)، که نشان از برتری ایشان بر سایر اصحاب دارد، این است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را همسان خود و سایر انبیا معرفی کرد. این حدیث چنین است: «هر کس بخواهد آدم را به علمش و نوح را در فهمش و ابراهیم را در خُلقش و موسی را در مناجاتش و عیسی را در سنت و رفتارش و محمد را در تمام خلقت و کمال صفاتش ببیند، باید به این که از راه میرسد نگاه کند. پس مردمان همه گردن کشیدند. ناگاه علی را دیدند که از راه میرسد. گویی سیلی بود که از جا کنده شده و در سراشیبی افتاده بود و از کوه به زیر میآمد.» این حدیث به صورتهای دیگر نیز نقل شده است.
بازگشت
66. «امالی» نویسی چیست؟
«امالی» عنوانی است برای کتابهایی که محتوای آنها توسط استاد در مجالس درس به صورت شفاهی ارائه (املا) میشده است. از آنجا که مطالب «امالی» که در بر گیرندۀ حدیث یا علوم مربوط به آن است، بر اساس مجالس تنظیم میشد به آنها «مجالس» نیز اطلاق میشود. از رهگذر چنین مجالسی مجموعهای از احادیث فراهم آمده است که بخشی از میراث عظیم حدیثی را تشکیل میدهد. امالی شیخ صدوق، امالی شیخ مفید و امالی شیخ طوسی از نمونههای فراهم آمده از این دست هستند.
بازگشت
67. منظور از مسندنویسی چیست؟
«مُسند» به کتابهایی گفته میشود که احادیث آن بر اساس راویان فراهم شده باشد، بهعنوان مثال تمام روایات جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در فصلی مستقل آورده میشود. برخی کتابهای مسند بر اساس ترتیب الفباییِ اسامی صحابه و برخی بر اساس سابقۀ صحابه در صدر اسلام فراهم آمدهاند، چنانکه در برخی مسندها تنها احادیث یک راوی آمده است، نظیر مسند علی بن ابیطالب (علیه السلام). معروفترین کتاب در این زمینه مسند احمد بن حنبل است.
بازگشت
68. ملاحم را تعریف کنید.
«ملاحِم» جمع «ملحمه» به معنای حوادث و وقایع عظیم است. به روایاتی که از جنگها و فتنههای آخرالزمان, ظهور حاکمان و تغییر دولتها و علایم ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) سخن به میان آوردهاند «اخبار ملاحم» گفته میشود. برخی عالمان این اخبار را در تألیفی مستقل گرد آوردهاند, نظیر فتن ابن حمّاد (م 228ق) و الملاحمُ و الفتن تألیف سید بن طاووس (م 664ق).
بازگشت
69. در مورد امثال حدیثی توضیح دهید.
نظر به تأثیر فوقالعادۀ مثلها در سرعت پذیرش حقایق و مجسم کردن معانی, در احادیث معصومان (علیهم السلام) تمثیلات بسیاری به کار رفته است که هر یک از آنها سرشار از پندها و حکمتهای گرانبها است. جمعی از عالمان به فراهم آوردن و تبویب اینگونه احادیث تمثیلیه همت گماشتهاند و عدهای در اینباره تألیفات مستقل سامان دادهاند، مانند:
1. انوار الربیع, تألیف سید علی خان مدنی. این کتاب مثلهایی را از پیامبر و امیر مؤمنان (علیه السلام) جمعآوری کرده است.
2. مجمع الامثال تألیف میدانی، این کتاب در فصلی مستقل برخی از احادیث نبوی را که صورت ضربالمثل داشته گرد آورده است.
3. الامثال و الحکم المستخرجة فی نهج البلاغة, تألیف حجة الاسلام محمّد غروی.
بازگشت
70. منظور از احادیث عددی چیست؟
در بسیاری از روایات, معارف دینی و فضایل و رذایل اخلاقی و احکام با برشمردن تعداد آنها تبیین شده است. از اینرو میتوان آنها را «احادیث عددی» نام نهاد. به عنوان مثال در روایت آمده که امنیت و سلامت دو نعمت ناشناختهاند و مال جز با پنج خصلت انباشته نمیشود: بخل شدید, آرزوی دراز, حرص زیاد, قطع پیوند خویشاوندی و ترجیح دنیا بر آخرت یا آنکه دربارۀ حضرت علی (علیه السلام) هشتاد آیه فرود آمده است. جامعترین کتاب در این زمینه خصال شیخ صدوق است که در آن روایات بر اساس یک تا صد خصلت تنظیم شده است.
بازگشت
71. منظور از «دار الحدیث»ها چیست؟
یکی از سودمندترین و ماندگارترین سنتهایی که در عصر شکوه تمدن اسلامی پایهریزی شد, تأسیس نهادهای علمی ـ آموزشی بود. «بیت الحکمه»ها, «دار العلم»ها, «دار القرآن»ها, مدارس دینی (چون نظامیه و مستنصریه) و جامعهای آموزشی (چون ازهر, زیتونه و قرویین), همگی زادۀ چنین سنتی هستند. بر این شمار باید «دار الحدیث»ها را هم افزود که قدمت برخی از آنها به هشت قرن میرسد.
دار الحدیث در اصطلاح به مؤسسات و مراکزی قابل اطلاق است که از سدۀ چهارم هجری به بعد, عهدهدار نشر حدیث و معارف دینی از طریق حدیث بودند. به عنوان نمونه دار الحدیث اشرفیۀ دمشق که به دستور موسی بن عادل (م 635ق), از سلاطین ایوبی و مشهور به «الاشرف» بنا نهاده شد, همچنان پابرجاست. دار الحدیث کاملیه نیز که به دستور محمد بن عادل (م 635ق) از سلاطین ایوبی و مشهور به «الکامل» در قاهره بنا شد, همچنان دایر و محل تعلیم قرآن و حدیث است.
مؤسسۀ فرهنگی دار الحدیث، تنها دار الحدیثِ شیعه در جهان معاصر است که با هدف شناخت، تعلیم و ترویج حدیث (سنت) پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت (علیهم السلام) فعالیت میکند. دو رکن اصلی این مؤسسه «پژوهشکدۀ علوم حدیث» و «دانشکدۀ علوم حدیث» است.
بازگشت
72. «اجازه»نویسی را تعریف کنید.
اجازه کلام یا نوشتاری است از سوی استاد که در آن به شاگرد اجازۀ نقل حدیث داده میشود. عالمان حدیث «اجازه» را یکی از مهمترین راههای تحمل حدیث دانسته و بهعنوان پشتوانۀ صحت نقل احادیث به اخذ و مبادلۀ آن همت گماشتهاند.
اجازهنامهها بخشی از میراث حدیثی است که در سدههای نخست هجری نقش مهمی در انتقال نسل به نسل احادیث ایفا کردهاند. بعدها با تدوین و نشر مجامع حدیثی، اجازه بیشتر جنبۀ تشریفی یافت. اجازههای حدیث، گاه مختصر و گاه در حد رساله و کتابی سودمند آمیزهای از تاریخ، ادبیات، حدیث و فرهنگ عمومی جوامع اسلامی به شمار میروند. اجازهنامهها، نشانگر موارد اهتمام محدثان و حاوی بهترین اطلاعات کتابشناختی گذشتگان هستند و راه دستیابی به شرح احوال و تاریخ زندگی و زندگینامۀ علمی دانشمندان را هموار میکنند. برای اجازهنامههای حدیثی فریقین، فهرستهای متعددی فراهم شده است. شمار زیادی از اجازهنامههای عالمان شیعه در جلدهای پایانی بحار الانوار آمده است.
بازگشت
73. صلواتیهها را تعریف کنید.
صلوات و درود فرستادن بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) از چنان جایگاه ویژهای برخوردار است که در تشهد همۀ نمازها پیشبینی شده و خداوند با تأکید بر این نکته در قرآن چنین فرموده است:
﴿اِنَ اللهَ و ملائِکتَهُ یُصَلُّونَ عَلی النَّبیَ یا أیهّا الّذینَ اَمَنو صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلّمُوا تَسلیماً﴾: خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود میفرستند. ای کسانی که ایمان آوردهاید! بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید.( احزاب، آیه 56)
در بسیاری از روایات نیز صلوات جزء آداب دعا، بلکه از زمینههای مؤثر در پذیرش آن برشمرده شده است.
اندیشهوران شیعه در تبیین جایگاه صلوات و آثار و اذکار مخصوص به آن نگاشتههایی را فراهم آوردهاند که به مجموعۀ آنها «صلواتیهها» گفته میشود. یکی از مشهورترین صلواتیهها کتاب انشاء الصلوات و التحیات منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی است که بارها انتشار یافته است.
بازگشت