فنّاوری اطلاعات در خدمت
اعرابگذاری احادیث اهلبیت (علیهم السلام)
اعرابگذاری متون عربی کار با سابقهای است و پیشینۀ آن به صدر اسلام باز میگردد. مشهور این است که اصول نقطهگذاری و اعراب قرآن را ابوالاسود دوئلی به دستور امام علی ابن ابیطالب (علیه السلام) پایهگذاری کرده است. با وجود اینکه عربی, زبان مادری عربها بوده است, ولی آنان بر درستنویسی و درستخوانی متن قرآن کریم اهتمام ویژهای داشتهاند و ائمۀ دین هم بر این مسئله تأکید میکردند؛ چنانکه وقتی کسی قرآن را نزد امیر مؤمنان (علیه السلام) به غلط خواند, حضرت به ابوالاسود دوئلی دستور داد تا اصول نحو عرب را تدوین نماید, که با راهنمایی آن حضرت و به کوشش ابوالاسود پایۀ بنیادین و اصول نحو عرب شکل گرفت.
گفته میشود نخستین نظام اعرابگذاری که در نظر گرفته شد, عبارت از این بود که فتحه (زبر) با گذاردن یک نقطه بالای حرف و کسره (زیر) با گذاردن یک نقطه زیر حرف, و ضمه (پیش) با گذاردن یک نقطه در داخل شکل حروف نشان داده و روی حرف ساکن نیز دو نقطه میگذاشتند. این اقدام اوّلین گام در پیدایش علم نحو و ادبیات عرب محسوب میشود.
متأسفانه! دربارۀ اعراب روایات و احادیث اهلبیت (علیهم السلام) از طرف علمای شیعه آنگونه که باید, اهتمام نشده است, ولی اهلسنت بسیاری از متون روایی خود را مُشَکّل (اعرابدار) کرهادند. این در حالی است که ائمه (علیهم السلام) تأکید میکردند: «أعرِبُوا حدیثنا فَانّا قَومٌ فُصَحاء» الکافی, ج1, صفحه52, «سخنان ما را روشن سازید یعنی طوری احادیث ما را نقل کنید که معانی آن روشن شود که همانا ما مردمانی فصیح و گویا هستیم», ولی متأسفانه اهتمام خاصی در این زمینه صورت نگرفته است.
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی به منظور بازساخت و احیای انبوه اطلاعات حدیثی اقدام به اعراب گذاری متون اصیل روایی کرده است. این اقدام که با پشتوانۀ علمی و پژوهشی صورت پذیرفته, علاوه بر تسهیل در دستیابی همۀ علاقمندان به مفاهیم منابع دست اول اسلامی میتواند تلاشی برای حفظ و صیانت میراث عظیم اسلامی و فرهنگی برای نسلهای آینده در سیر تطور و تحول زبان و فرهنگ باشد.
به منظور آشنایی بیشتر خوانندگان با چگونگی اعرابگذاری متون حدیثی گفتگویی با جناب آقای سقایی سرپرست محترم معاونت فنی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی انجام دادیم که از نظرتان میگذرد.
تاکنون احادیث کتب اربعه, وسائل الشیعة, مستدرک وسائل الشیعه و متن روایی بحار الانوار را به صورت مکانیزه اعرابگذاری کردیم,که در این میان, تنها روایات بحار الانوار حدود 70% حجم کار را تشکیل میدهد.
با توجه به اینکه اکثر مراجعه کنندگان کتب روایی, دانشمندان علوم اسلامی هستند که در مطالعه متون قدیم نیازی به استفاده از واژگان اعراب گذاری شده ندارند, لطفاً بفرمایید اعرابگذاری احادیث چه فوایدی در بردارد؟
اعرابگذاری متون روایی صرف نظر از اینکه در بازیابی و پردازش اطلاعات از طریق رایانه نتایج ارزشمندی در پی دارد, فهم عبارات را نیز آسان میکند. ضمن اینکه زمینۀ بحث و بررسی بهتر را فراهم میسازد و خواننده با دقت و تأمل بیشتری متن را میخواند و چه بسا نکاتی را از این اعراب به دست آورد.
به همین دلیل, واژههایی که در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد, بدون اعراب نیز در داخل کروشه قرار گرفته تا راه برای تحقیق و دریافتهای دیگر در خصوص آن واژه باز باشد. از سوی دیگر, اعرابگذاری متون اصیل اسلامی فرصتی برای تحقیق در تک تک واژگان این احادیث و تصحیح این منابع به شمار میرود که علاوه بر کاربردی کردن دانش صرف و نحو مورد توجه و عنایت ائمۀ طاهرین (علیهم السلام) نیز بوده است.
افزون بر این باید توجه داشت که بسیاری از کلمات عربی به شکل غیر صحیح در میان مردم و حتی طلاب علوم دینی و برخی عالمان و محققان متداول گشته است, به گونهای که در مورد آن احتمال خلاف نیز نمیدهند. همین امر, پویایی زبان و تحول واژگان در میان عرب زبانان و نیز مطالعه متون قدیم و اصیل را با دشواری روبرو ساخته است که بنا به اعتراف خود آنان اعرابگذاری میتواند در زنده نگه داشتن زبان فصیح عربی نقش اساسی ایفا نماید. همچنان که امروزه در ادبیات عرب, قرآن کریم به عنوان مرجع زبان صحیح و اصیل عربی شناخته میشود که این صحت و فصاحت جز به کمک اعراب کلمات حفظ نشده است. در متن احادیث گاهی یک کلمۀ بدون اعراب را به چند وجه می توان خواند که هر یک از آنها معنایی غیر از دیگری دارد. در این صورت پیدا کردن وجه صحیح و مناسب با روایت امری ضروری است و این کار گاهی تحقیقات گستردهای را طلب میکند که از توان یک نفر بیرون است. وقتی متون روایی را جمعی محقق اعرابگذاری کردند در واقع وقت و انرژی محقق را از تتبع و تحقیق برای دریافت وجوه صحیح اعراب واژگان, به سوی فهم مفاهیم و تمرکز در موضوع مورد نظر سوق دادهاند.
آیا مقوله اعرابگذاری, خاصه اعرابگذاری احادیث و متون روایی نظیر بحار الانوار, محقق را از تجزیه و ترکیب متن بینیاز میکند و اصولاً چه ارتباطی میان اعرابگذاری و مبحث تجزیه و ترکیب وجود دارد؟
اتفاقاً این اعرابگذاری باعث میشود طلبهها بحث تجزیه و ترکیب را با دقت بیشتری بخوانند. وقتی شما یک کتاب را که اعرابگذاری شده بر میدارید و میخوانید یا یک طلبهای که مشغول تحصیل ادبیات عرب هست با اینگونه متون روبرو میشود, انگیزهای برای نقد و بررسی پیدا میکند و اینطور نیست که کاربران را از تجزیه و ترکیب بینیاز کند و کارشان را آسان سازد, بلکه باعث میشود حوزۀ نقد و بررسی و بحث و گفتگوی بیشتر فراهم آید و احتمالات گوناگون در اعرابگذاری مطرح شود, مثلاً کتابی مثل سیوطی به تجزیه و ترکیب هم توجه کرده است یا کتاب مغنی که یک کتاب اجتهادی نحو است, معمولاً شاهد مثال میآورد و نحوۀ قرائت یک آیه را بحث میکند که اگر به این شکل بخوانید, درست است و دلیل آن را هم ارائه میدهد. این فایدۀ اعرابگذاری است که حوزۀ اجتهاد و بحث را فراهم کرده است. اگر این کتب را اعرابگذاری نمینمودند و اعراب صحیح کلمات را بیان نمیکردند, اختلاف نظرها و بحثها در این زمینه ایجاد نمیشد.
ضمن اینکه این مباحث لفظی و عبارتی مقدمهای است برای درک مفهوم در حوزههایی چون فقه که برداشتهای گوناگون و جدیدی را از متون روایی در حوزۀ استنباط احکام شرعی به دست میدهد. البته برخی جاهاست که اعرابگذاری هم کفایت نمیکند و به وسیلۀ اعراب کلمه هم نمیتوان معنا را فهمید, بلکه محتاج تجزیه و ترکیب دقیق هستیم و به شناخت موقعیت واژه در عبارت نیازمندیم و این اهمیت بحث تجزیه و ترکیب را در اعرابگذاری متون روایی گوشزد میسازد, مانند این جمله که میگوید: «اَلولدُ وَ مالُه لأبیه». این عبارت را چطور بخوانیم؟ اگر اعراب بگذاریم: «مالَهُ» ما موصوله است؛ یعنی «آنچه برای اوست». ولی اگر اعراب بگذاریم: «مالُهُ» یک کلمه میشود؛ یعنی «مال او» اما چنانچه بگوییم: «إِنَّ الوَلَدَ و ماله لأبیه», اینجا باید ترکیب به کمک ما بیاید و جایگاه «ماله» را در جمله مشخص کند که اسم إنَّ است یا نه. البته اینها مثالهایی بود برای روشن شدن بحث, و گرنه نمونههایی در متون روایی یا فقهی ما وجود دارد که واقعاً فهم آن مشکل است و جز با تسلط بر تجزیه و ترکیب نمیتوان اعراب آن را بهدست آورد. در واقع, این تجزیه و ترکیب است که در اعرابگذاری کلمات احادیث میآید و اعراب صحیح آن را برایمان مشخص میکند و آنگاه برداشت و درک مفهوم درست از روایات به دست میآید و می توانیم در فهم صحیح روایات از تجزیه و ترکیب بهره بگیریم.
اعرابگذاری متون روایی چه تأثیری در ارائه منابع حدیثی به صورت نرمافزارهای رایانهای میتواند داشته باشد؟
افزون بر فوایدی که بهصورت کلی و عمومی برای اعرابگذاری برشمردیم, مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی به علت نیاز خود به متون روایی اعرابدار برای استفاده در معجمهای رایانهای, با تشکیل گروه اِعراب که از فضلا و متخصصان حوزه علمیه قم میباشند, مسئولیت این امر خطیر را به عهده گرفت و در طی چند سال با بهرهگیری از رایانه توانست بخشی از اعرابگذاری این متون را به صورت مکانیزه انجام دهد و اکنون توانسته است بسیاری منابع روایی اصیل را اعرابگذاری نموده, در این راه به موفقیت قابل قبولی دستیابد. این نیازی بود که ما را به این سو سوق داد؛ یعنی متنها را به صورت دیجیتالی درآوردیم. ضمن اینکه وقتی متون حدیثی را بهصورت رایانهای اعرابگذاری کنیم و روی لوح فشرده عرضه نماییم, بسیاری از محدودیتهای انتشاراتی و مشکلاتی که در مسیر چاپ اینگونه متون به صورت فیزیکی و روی کاغذ وجود دارد, از بین میرود و با هزینهای بسیار کم قابل تولید, تکثیر و عرضه است. وقتی ما فواید و ضرورتهای اعراب گذاری را در فضای سنتی برشمردیم, طبیعی است که در یک عرصۀ جدید که عصر اطلاعات و فنّاوری است و سرعت ذخیره, پردازش و بازیابی اطلاعات چندین برابر شده است, تمام آن دلایل و ضرورتها به طریق اولویت، خودش را در عرصۀ اطلاع رسانی نوین نیز نشان میدهد.
لطفاً در خصوص اعرابگذاری رایانهای بحار الانوار و کاری که مرکز تحقیقات در این زمینه انجام داده است, توضیح دهید.
از اوایل شروع فعالیت مرکز, کار اعرابگذاری متون روایی هم در دستور کار قرار گرفت و بعدها روشن شد که این تصمیم درستی بوده است. همان زمان شرکتهایی مثل «صخر» که تولید نرمافزارهای اسلامی را برعهده داشتند,در این زمینه فعالیت میکردند, از جمله برنامۀ «مشکّل الحروف» بود که متون را به صورت هوشمند اعرابگذاری میکرد. ما نیز در آن ایام متنها را بهصورت دستی اعرابگذاری میکردیم و چون آن زمان محدودیت سخت افزاری داشتیم و امکانات لازم وجود نداشت و از طرفی هم تجربۀ کافی در این زمینه را نداشتیم, اعرابگذاری به صورت فیزیکی روی کتاب صورت گرفت و اولین اعرابگذاری مرکز روی کتاب الکافی و سپس روی تمام کتب اربعه انجام شد. روند کار اینگونه بود که اعرابگذاران ما اعرابگذاری میکردند و بعد افرادی بازبینی میکردند تا این اعراب گذاری دقیق صورت گرفته باشد. بعد از این مرحله به وسیلۀ اپراتورها وارد کامپیوتر میشد و هنگامی که امکانات و دستگاهها و تجربیات ما افزایش یافت, اعرابگذاری را به طورمستقیم روی رایانه و سیستم انجام دادیم. چند جلد کتاب که به این شکل کار کردیم, کم کم به فکر افتادیم که یک سیستم مکانیزه برای انجام اعرابگذاری تهیه کنیم و برنامهای را پیشبینی کنیم که فرایند اعرابگذاری را هم دقیقتر و سریعتر و هم یک دستتر انجام دهد. بحمدالله این کار صورت پذیرفت و برنامهای طراحی شد که با کمک آن تاکنون احادیث کتب اربعه, وسائل الشیعه و متن روایی بحار الانوار را اعرابگذاری کردیم که در این میان, تنها روایات بحار الانوار حدود 70% حجم کار را تشکیل میدهد. در کنار این کار متون دیگری نیز یا بازیابی شده یا اعرابگذاری گردیده است, مثل: قرآن کریم, نهج البلاغه و مفاتیح الجنان. اینها کتبی است که در کنار کتب اربعه و دیگر کتب روایی در نرم افزارهایما بهصورت اعرابدار عرضه شدهاند. در حال حاضر نیز مشغول اعرابگذاری مصادر بحار الانوار هستیم که امیدواریم این کار هم به انجام رسد. به هر حال روند انجام کار از ابتدا کاملاً دستی بوده و بعد وارد رایانه شده و سپس برنامههای کمکی برای غلطیابی متون اعرابگذاری شده تهیه گردید و همین طور برنامههای مکانیزۀ دیگری که اعراب را بازبینی مینماید و متن اعرابگذاری شده را با حداقل خطا ارائه میدهد که در بحار الانوار و مصادرش با این برنامۀ مکانیزه کار میکنیم.
دربارۀ الگوریتم یا منطق پردازش در اعرابگذاری بحار الانوار توضیحاتی را ارائه دهید و بفرمائید که نحوۀ اعرابگذاری مکانیزه در این متون چگونه است؟
پردازش یک متن عربی و اعرابگذاری متون با اهداف مختلف مثل خوانا کردن متن یا استخراج مشابهات متنی با روشهای متنوعی ممکن است انجام شود. این روشها به خاطر اغراض مختلف با هم متفاوت خواهد بود, مثلاً اگر زمانی هدف, اعرابگذاری متن باشد, روش پردازش با زمانی هدف, استخراج متشابهات متن است, متفاوت خواهد بود, حتی برای هدفهای واحد هم روشهای متفاوت وجود دارد, به عنوان نمونه گاهی برای پردازش متن کاملاً مکانیزه عمل میشود و با رعایت قواعد زبان, متن را وارد رایانه میکنند و از یک برنامه برای پردازش متن استفاده میشود تا به نحو مطلوب اعرابگذاری شود.
روش دیگر اینکه ما از بانکهای اطلاعاتی استفاده کنیم و از سیستم متنی با حافظههای بدون خلاقیت بهره ببریم و بعد کار اعرابگذاری را از طریق بانک اطلاعات ذخیره شده انجام دهیم تا با استخراج کلمات از بانک, اعرابگذاری سامان یابد. کاری که ما برای اعرابگذاری بحار الانوار انجام دادیم, تلفیقی از این روشها بوده است. البته آنچه ما ارائه کردهایم یک برنامۀ هوشمند نیست و به نظر میرسد که چنین برنامههایی به صورت هوشمند کاربرد چندانی ندارد؛ بلکه سعی نمودهایم برنامه کاربردی باشد. کاری که ما انجام دادهایم کاری بر اساس دیتابیس بوده و از بانکهای اطلاعاتی برای پردازش متن استفاده نمودیم, اعراب را وارد متون موجود در رایانه کردیم. در این روش برنامه به صورتی طراحی شد که اگر شما بخواهید متن را بهصورت دقیق اعرابگذاری کنید, طبعاً مقداری از متن توسط ماشین اعرابگذاری نخواهد شد, چون در این فرض, سیستم نمیفهمد که برخی کلمات را چطور اعرابگذاری نماید زیرا در برخی واژهها احتمالات دیگر هم وجود دارد. ولی چنانچه از دقت صرف نظر شود کمیت کار اعرابگذاری بیشتر میشود؛ به بیان دیگر, گاهی شما متنی را میخواهید اعرابگذاری کنید ولی قصد ندارید که تمام واژههای آن اعراب داشته باشد, بلکه فقط واژههایی خاص یا کلماتی دشوار را میخواهید اعرابگذاری نمایید. در این حالت میتوانید برنامه را به صورت دقیق تنظیم کنید تا تمام واژه ها اعرابگذاری نشود و فقط لغات خاص و مشکل اعراب گذاری شود و این چنین از لغاتی که احتمالات گوناگون در آنها وجود دارد, صرف نظر میشود و بدون اعراب یا با اعراب ناقص ارائه میگردد. اما گاهی اوقات شما میخواهید متنی را بهصورت کامل اعرابگذاری نمایید, در آنجا اگرچه میزان دقت پایین میآید و احتمال بروز اشتباه هم وجود دارد, ولی همۀ متن را به صورت کامل اعراب میگذارد. نتیجهای که ما در اعرابگذاری روی متون روایی گرفتیم این است که چیزی حدود 85% حرکات داخل کلمات درست اعرابگذاری میشود و از نظر اعرابگذاری آخر کلمات, چیزی حدود 75% درست اعرابگذاری میشود. از لحاظ کمیت هم وضعیت چنین است و از نظر بنای کلمات 90% و از نظر اعراب آخر کلمه 85% است؛ یعنی سیستم در بنای کلمات 10% و در اعراب کلمات 15% اعراب را پیشبینی نمیکند و این به خاطر احتمالاتی است که در برخی واژهها از نظر اعراب وجود دارد. هنگام پردازش سعی شده که در اعراب واژهها به وجه واحدی برسیم و آن را اعرابگذاری کنیم، مثل کلمۀ «من» که در خواندن و اعرابگذاری آن چندین احتمال وجود دارد. اگر شما فقط همین کلمه را به رایانه بدهید، بدون هیچ قبل و بعدی، ممکن است سیستم هیچ اعرابی را پیشنهاد نکند, زیرا چندین وجه در این کلمه وجود دارد، مانند: مَن، مَنَّ و مُنَّ. اما در کلماتی مثل «علی» که در تمام وجوهش عین مفتـوح است: عَلی، عَلی، عَلَیَّ، سیستم فقط حرف اول را اعـرابگـذاری میکند. ولی روی لام دو نوع اعراب احتمال میرود، که احتمال مفتوح بودن بیشتر است: عَلَی، عَلَیَّ، عَلِیَ. پس به جهت اینکه احتمال مفتوح بودن بیشتر است، حرف دوم را هم اعراب فتحه میگذارد. و یا در کلمهای مثل «من» که احتمال فتحهدار بودن میم بیشتر از کسرهدار بودنش است, سیستم در اعرابگذاری فتحۀ میم را پیشنهاد میدهد. گاهی اوقات نیز شما کلمهای را با توجه به قبل و بعد یا در یک عبارت جستجو میکنید که اینجا قضیه فرق میکند و بحث استعمالات در متون مطرح میشود, مثلاً در همین کلمۀ «من» که احتمال میرفت سیستم آن را بهصورت «مَن» اعرابگذاری کند، در جستجوی عبارتی به گونهای دیگر اعراب میگذارد زیرا به عنوان مثال، کلمۀ «مَن» در متون روایی 2000 بار آمده و کلمۀ مِن 4000 بار ذکر شده و کلمۀ «مُنَّ» 5000 بار و کلمۀ «مَنَّ» 000/20 بار آمده باشد, در اینجا کثرت استعمال «مَنَّ» بیشتر از دیگر احتمالات است. بنابراین سیستم، اعرابگذاری را با توجه به کثرت استعمالات و فراوانی لفظ در متون روایی پیشنهاد میکند، یعنی «مَنَّ» را نمایش میدهد. در لفظی مثل «علی» هم همین بحث وجود دارد. از این روست که بنده عرض کردم در اعرابگذاری بحار الانوار هم از روش بانک اطلاعاتی استفاده شد و هم از یک قواعد کاملاً برنامهریزی شده و مکانیزه بهره بردیم.
آیا اسناد روایات هم اعرابگذاری شده است؟
بله اَسناد هم اعرابگذاری شده است و یکی از مباحث مهم در روایات همین اسناد است و اعرابگذاری کلمات اسناد کمک زیادی به محققان و کاربران این حوزه میکند, مثلاً اگر با کلمۀ «حمید» در سند روایات مواجه شدیم، آن را چگونه باید بخوانیم؟ اگر این شخص از زراره روایت کند باید «حَمید» باشد، ولی اگر از ابن ابیعمیر روایت کند باید «حُمید» باشد، چون حَمید بر حُمید مقدم است, بنابراین در اعرابگذاری اسناد روایات نیاز به آشنایی با علم رجال است و اعراب اسناد احادیث دقت خاصی نیاز دارد و به همین دلیل، اعرابگذاری کار سخت و وسیعی است که علاوه بر نیاز به دانشهایی مثل رجال، به دانشهایی مانند فقه و لغت نیز نیاز دارد و کسانی که در امر اعرابگذاری کار میکنند، باید این دانشها را بدانند یا حداقل با روش تحقیق در اینگونه علوم آشنا باشند تا قول اصح و نظر درستتر را انتخاب کنند.
به نظر شما آیا رایانه به تنهایی با یک سری قواعد نحوی میتواند متونی با محتوای سنگین روایی را اعرابگذاری کند؟
البته در مسئلۀ اعرابگذاری یک سری ظرافتهایی وجود دارد مثل این است که شما بخواهید چاهی را با سوزنی حفر کنید و این، سختی و دشواری کار را میرساند. در اینجا لازم میدانم که از زحمت و تلاش برادران عزیز در گروه اعرابگذاری تقدیر و تشکر کنم, زیرا در برخی موارد کار اعرابگذاری به متونی نظیر لغت یا رجال نیاز دارد تا بتوان تشخیص داد که اعراب فلان کلمه چیست. از اینرو لازم است که بر علوم گوناگون اشراف داشت و از دقت نظر خاص برخوردار بود. خاصه اینکه برخی واژهها به شکلی در ذهن جا افتاده و به گونهای از اعراب در لسان و متون رایج شده که خطای اعرابی آن احساس نمیشود، در صورتی که وجه صحیح اعرابش به طور دیگری است یا قواعد کلی نحو در ذهن ما رسوخ کرده ولی استثنائات آن را فراموش کردهایم.
به هر حال همکاران ما بر عملیات رایانه در اعرابگذاری در حدّ توان نظارت و کنترل داشتهاند و برخی از واژگان کلیدی را مورد دقت و پژوهش قرار دادهاند. اعرابگذاری بحار الانوار که حاصل زحمت دوستان ما در گروه اعرابگذاری است، یک کار پر زحمت و طاقتفرسایی بوده است که این کار را با توجه به ملکهای که در آنها ایجاد شده و ظرفیت علمی ایشان و نیز تجاربی که در حین کار اندوختهاند، به خوبی به انجام رساندهاند و کار ارزشمند و بزرگی است و بنده برای این عزیزان آرزوی توفیق دارم و از زحماتشان تشکر میکنم.
در اینجا مناسب است خاطرهای را عرض کنم, گروه اعراب ما با علامه حسنزادۀ آملی جلسهای داشتند و از آنجا که ایشان اهل ادب و فن هستند و با متون عربی آشنایی دارند و سابقۀ کار در زمینۀ اعرابگذاری را هم دارند و کتاب کافی را اعرابگذاری کردهاند، خیلی از این کار تجلیل نمودند و ما را تشویق کردند و فرموند: «کسی که این کار انجام داده باشد، میفهمد چقدر سخت و بزرگ و ارزشمند است و من این کار را انجام دادهام، میفهمم کار شما چقدر ارزش دارد.»